دوباره آلودگی هوا در تهران و شهرهای بزرگ کشور به بحث روز مردم و رسانه ها تبدیل شده است. سوار تاکسی که می شوید یا با همکارانتان که صحبت می کنید، همه از کثیفی هوا گلایه دارند. هیچکس نیست که از سوزش چشم یا تنگی نفس ناشی از هوای بد شاکی نباشد. اما دیدگاه ها درباره عامل آلودگی متفاوت است. گروهی وضعیت جغرافیایی پایتخت (تهران) را عامل آلودگی هوایش می دانند. این گروه فراموش کرده اند که اصفهان و تبریز و مشهد هم که وضعیت جغرافیایی تهران را ندارند، امروز به معضل کثیفی هوا دچار شده اند.
عده ای هم البته کمبود فضای سبز و استاندارد نبودن خودروها و به خصوص بنزین تولید داخل را در آلودگی هوا موثر می دانند که سخنشان کاملا درست و علمی است.
اما گروهی که تعدادشان کم هم نیست، استدلالی دارند که حتما شما هم شنیده اید: اینقدر که هِی ماشین تولید می کنند… هر روز فلان تعداد خودروی جدید در کشور شماره گذاری می شود…بعضی خانواده ها 2 یا 3 خودرو دارند…
برای آنکه معیار مستند و قابل اتکایی درباره زیاد بودن یا کم بودن تعداد خودروها داشته باشیم، کافی است شمار خودروهای شخصی به جمعیت ایران را با تعداد خودروهای شخصی به جمعیت چند کشور پیشرفته مقایسه کنیم. در زیر سرانه خودروی شخصی در ایران (تعداد خودرو در هر هزار نفر) با سرانه آمریکا، ژاپن و فرانسه مقایسه شده است:
|
نام کشور
|
سرانه خودروی شخصی (در هر 1000 نفر)
|
|
ایران
|
175 (سال 2010)
|
|
ایالات متحده آمریکا
|
828 (سال 2009)
|
|
ژاپن
|
593 (سال 2008)
|
|
فرانسه
|
575 (سال 2007)
|
|
کره جنوبی
|
346 (سال 2008)
|
اگر قرار بود تعداد خودرو الزاما نسبتی مستقیم با آلودگی هوا داشته باشد، با توجه به آمار بالا، مردم آمریکا باید با ماسک شیمیایی به خیابان ها می آمدند یا شش هایشان از نظر ژنی کاملا جهش یافته می بود. اصلا آمریکایی ها اینهمه خودرو را کجا پارک می کنند؟ در ایران با این تراکم اندک خودرو (نسبت به آمریکا)، در بسیاری از ساعات روز، واقعا جایی برای پارک در خیابان ها نمی یابید. آنها چه می کنند؟!
پاسخ ساده است. در کشورهای توسعه یافته، شهروندان ترجیح می دهند برای سفرهای هرروزشان (مثل آمد و شد به محل کار) از مترو یا وسایل نقلیه همگانی استفاده کنند؛ نه از خودروی شخصی. اساسا وقتی در مسیر رفت و آمد شما خط مترو یا اتوبوس تندرو وجود داشته باشد، شما هرگز حاضر نمی شوید هزینه ی استهلاک ماشین، وقت و اعصاب تان را خرج خیابان ها کنید.
در تهران، 42 دستگاه قطار، مسوولیت جابجایی مسافران در 4 خط درون و بیرون شهری را برعهده دارند. این تعداد به آخرین آمار شرکت متروی تهران در سال 1388 مربوط می شود. تا حالا اگر زیادش کرده باشند، فرض کنید شده باشد 50 عدد! حالا مقایسه کنید با تعداد قطار در متروی شهر نیویورک: 6356 عدد. (شش هزار و سیصد پنجاه و شش!!)
در جدول زیر، تعداد خط های مترو و طول مترو در تهران با پرجمعیت ترین شهرهای آمریکا، ژاپن، فرانسه و کره جنوبی مقایسه شده است. توجه کنید که آمار جمعیت و مساحت شهر، اشاره به هسته اصلی شهرها، بدون احتساب حومه هایشان دارد. به عنوان مثال جمعیت کلان شهر تهران (تهران بزرگ)، 13 میلیون نفر و گستردگی آن، 1270 کیلومتر مربع است. اما وقتی حومه را حذف کنید، به عدد داخل جدول می رسید.
|
نام شهر
|
جمعیت / گستردگی شهر
|
تعداد خط مترو
|
درازای کل خط های مترو
|
|
تهران
|
9 میلیون و 100 هزار نفر
730 کیلومتر مربع
|
3
|
107 کیلومتر
|
|
نیویورک
|
8 میلیون و 175 هزار نفر
789 کلیومتر مربع
|
24
|
1355 کیلومتر
|
|
سئول
|
10 میلیون نفر
605 کیلومتر مربع
|
16
|
657 کیلومتر
|
|
توکیو
|
8 میلیون و 400 هزار نفر
620 کیلومتر مربع
|
13
|
328 کیلومتر
|
|
پاریس
|
2 میلیون و 200 هزار نفر
|
14
|
214 کیلومتر
|
مشاهده می کنید که جمعیت و مساحت هسته اصلی تهران و نیویورک کمابیش یکی است. اما تعداد خطوط مترو در نیویورک 6 برابر تهران و طول مسیر مترو در آن شهر، بیش از 12 برابر تهران است. این یعنی تعداد کسانی که برای آمد و شد به مترو دسترسی ندارند و ناچارند از وسایل دیگر برای سفر درون شهری استفاده کنند، احتمالا در تهران 12 برابر نیویورک است.
جدول زیر هم نشان می دهد که با وجود جمعیت کمابیش برابر تهران، نیویورک و توکیو، تعداد مسافران روزانه ی مترو در نیویورک بیش از 3 برابر تهران و در توکیو بیش از 5 برابر تهران است.
|
نام شهر
|
متوسط مسافر در روز
|
|
تهران
|
1 میلیون و 600 هزار سفر
|
|
نیویورک
|
5 میلیون و 156 هزار سفر
|
|
سئول
|
6 میلیون و 700 هزار سفر
|
|
توکیو
|
8 میلیون و 700 هزار سفر
|
|
پاریس
|
4 میلیون و 500 هزار سفر
|
جالب آنکه سئول همچنان به گسترش شبکه متروی خود ادامه می دهد و برنامه توسعه مترو تا سال 2016 را اعلام کرده است. به طوریکه همین امسال (2012) چهار طرح جدید قطار زیرزمینی در سئول به بهره برداری خواهد رسید.
حکایت متروی تهران
دهه 70 میلادی (50 خورشیدی)، دولت وقت ایران تصمیم گرفت برای پایتخت و شهرهای بزرگ کشور سامانه حمل و نقل زیر زمینی احداث کند. بدین منظور، با چند شرکت اروپایی گفتگو انجام شد و در نهایت در سال 1974 (1353) قرارداد احداث 8 خط مترو در تهران با شرکت کارگزاری حمل و نقل پاریس (PATR) به امضا رسید.
طرف فرانسوی پس از انجام مطالعات فنی و زمین شناسی لازم، جزییات طرح را آماده کرد و در سال 1357، عملیات احداث مترو با تعهد به پایان آن تا اواسط دهه 80 (60 خورشیدی) آغاز شد؛ هرچند این عملیات پس از انقلاب و در 30 دسامبر 1980 (اوایل دی 1358) متوقف شد.
در سال های پس از جنگ، طرح احداث 8 خط متروی تهران از سر گرفته شد و آنچه امروز به صورت کژدار و مریض و با کندی فراوان ادامه می یابد، همان است که قرار بود بیست و پنج سال پیش به بهره برداری کامل برسد و احتمالا امروز شاهد گسترش آن باشیم.
فعلا شهروندان تهرانی از شمیران (به زودی از تجریش) می توانند سوار مترو شوند و پس از عبور از قلهک و میرداماد و عباس آباد و گذر از 7 تیر، دروازه دولت، سعدی، سپه و خیام، به شوش، خزانه و شهر ری برسند. البته اگر دوست داشته باشند می توانند سوار ترن بمانند تا حرم امام خمینی… “خط یک”
تهرانی ها همچنین می توانند از تهران پارس سوار مترو شوند و پس از گذر از دانشگاه علم و صنعت، سبلان، امام حسین و… به میدان حسن آباد، میدان سپه و سپس آزادی و صادقیه (آریاشهر) برسند… “خط دو”
“خط چهار” از شهید کلاهدوز (بزرگراه افسریه) آغاز می شود و پس از گذر از میدان ژاله و دروازه شمیران و فردوسی، به چهارراه ولیعصر و انقلاب می رسد و تا آزادی ادامه می یابد.
“خط پنج” مترو عملا هیچ ربطی به تهران ندارد و همان قطار روگذری است که صادقیه (آریاشهر) را به کرج وصل می کند.
“خط سه” قرار است بر اساس طرح جامع، در آینده ساخته شود و شمال غرب تهران را به جنوب شرقی اش پیوند دهد.
“خط هفت” هم برعکس خط 3 خواهد بود؛ یعنی شمال شرقی را به جنوب غربی پیوند خواهد داد.
فعلا دولت با شهرداری تهران لج کرده و بودجه مصوب مجلس برای کمک به تسریع ساخت مترو را نمی پردازد. بنابراین، شهرداری هم با کندی فراوان، کار را ادامه می دهد.