شهر همدان کمتر از 600 هزار نفر جمعیت دارد و در ارتفاع 1877 متری از سطح دریا قرار گرفته است (تهران: 1210 متر). طبیعی است که هوای همدان از تهران خنک تر باشد. کسانی که از پایتخت قصد سفر به همدان دارند، می توانند مانند ما در مسیر آزادراه تهران – زنجان، پس از قزوین و عبور از عوارضی، تابلوهای کنار جاده را دنبال کنند تا به جاده همدان برسند. خوبی این مسیر در عبور از جاده ای نیمه کوهستانی و دیدن مناظر طبیعی است. اگر این کار را کردید، یادتان باشد که حداکثر سرعت مجاز بین شهرهای “آوج” و “رزن”، 95 کیلومتر است و نه 120 کیلومتر! اگر یادتان رفت، جناب آقای پلیس این موضوع را با یک چک 40 هزارتومانی برایتان یادآوری می کنند: بیرون شهر، فقط در آزادراه ها و بزرگراه ها می توانید با 120 حرکت کنید. بیشینه سرعت مجاز در جاده های دوبانده معمولی مثل این 95 کیلومتر است.
دیدنی های همدان
باباطاهر
آرامگاه باباطاهر نخستین جای مهمی است که با ورود به شهر می بینید. باباطاهر هزار و ده سال پیش (سال 1000 میلادی) در لرستان یا همدان به دنیا آمد و پس از 55 سال در شهر همدان چشم از جهان فروبست. استفاده از لهجه محلی، سادگی واژگان مورد استفاده، آهنگین بودن دوبیتی ها، و غنای ترانه ها از نظر داشتن آرایه های ادبی، ویژگی های شعر باباطاهر است. از نظر معنایی، ترانه های باباطاهر دارای گستره ای قابل ملاحظه است:
عرفان:
یکی درد و یکی درمان پسندد
یکی وصل و یکی هجران پسندد
من از درمان و درد و وصل و هجران
پسندم آنچه را جانان پسندد
عشق و عرفان:
به دریا بنگرُم دریا ، ته وینم به صحرا بنگرُم صحرا، ته وینم
به هرجا بنگرم کوه و در و دشت نشان روی زیبای ته وینم
عشقولانه شدید:
شبی تاریک و سنگستان و مو مست قدح از دست مو افتاد و نشکست
نگهدارنده اش نیکو نگه داشت وگرنه صد قدح نفتاده بشکست
|
جدا از رویت ای ماه دل افروز
|
|
نه روز از شو شناسم نه شو از روز
|
|
وصالت گر مرا گردد میسر
|
|
همه روزم شود چون عید نوروز
|
عشقولانه سوزناک:
سه درد آمو به جانم هر سه یکبار غریبی و اسیری و غم یار
غریبی و اسیری چاره داره غم یار و غم یار و غم یار
|
غم و درد مو از عطار واپرس
|
|
درازی شب از بیمار واپرس
|
|
خلایق هر یکی صد بار پرسند
|
|
تو که جان و دلی یکبار واپرس
|

فلسفه:
به قبرستان سفر کردم کم و بیش بدیدم قبر دولتمند و درویش
نه درویش بی کفن در خاک رفته نه دولتمند برده یک کفن بیش
پند و اندرز:
مکن کاری که پا بر سنگت آیو جهان با این فراخی، تنگت آیو
چو فردا نامه خوانان نامه خونند تو وینی نامه ی خود ننگت آیو
نیایش:
|
از آن روزیکه ما را آفریدی
|
|
بغیر از معصیت چیزی ندیدی
|
|
خداوندا بحق هشت و چارت
|
|
ز ما بگذر شتر دیدی ندیدی
|

بطور کلی غم در ترانه های باباطاهر بیشتر از شادی وجود دارد و البته این غم از نوع عرفانی است و نه از نوع رسیدن به پوچی. این یعنی ایرانیان و کسانی که با عرفان باباطاهر آشنا هستند می توانند با شعر او ارتباط برقرار کنند. در نتیجه ی همین ویژگی است که با وجود ترجمه شعر او بوسیله E. Heron-Allen (1902)، A.J. Arberry (1937)، و مهدی نخستین (1967) به زبان انگلیسی، غربی ها آنطور که مثلا از شعر عمرخیام استقبال کردند نتوانستند با ترانه های باباطاهر حال کنند. بعلاوه آهنگ ترانه های باباطاهر و زیبایی لهجه آن را هرگز نمی شود به انگلیسی برگرداند.
حسین، پورسینا
جاذبه گردشگری دیگر در همدان، آرامگاه آقا بوعلی سینا (980 تا 1037 میلادی)، پزشک و فلسفه دان بزرگ تمام تاریخ ایران است. بوعلی در شهر بخارا (ازبکستان امروزی) به دنیا آمد و فرزند یکی از افراد شاخص در حکومت بود. وی در سن 18 سالگی بخاطر مهارت در پزشکی، به عنوان پزشک ویژه دربار سامانی در بخارا انتخاب شد.

بوعلی سینا پس از سرنگونی سامانیان، به گرگان رفت و در آنجا به تدریس منطق و ستاره شناسی پرداخت. در 14 سال آخر عمر هم وی بعنوان پزشک ویژه و مشاور علمی حاکم اصفهان خدمت کرد.
کتاب “قانون در طب” به قلم بوعلی سینا، احتمالا معروف ترین کتاب پزشکی در سراسر تاریخ است. این مجموعه که گردآوری دستاوردهای پزشکی ملت های مختلف و تجربه های شخصی بوعلی است، نخستین بار در قرن 12 میلادی در اروپا ترجمه شد و تا قرن ها، مهمترین منبع پزشکی جهان بود. همین کتاب در سال 1491 به زبان عبری و در سال 1593 به زبان عربی منتشر شد. قانون، (پس از قرآن) دومین کتاب است که در زبان عربی چاپ و تکثیر شد.
“شفا” دیگر کتاب معروف بوعلی سینا را برخی حجیم ترین کتاب تاریخ می دانند که توسط یک نفر نوشته شده است. این کتاب شامل منطق، روانشناسی، متافیزیک، و علوم چهارگانه (هندسه، ستاره شناسی، حساب، موسیقی) است.
فلسفه بوعلی سینا از مکتب ارسطو و مکتب نوافلاطونی متاثر بود. اثبات وجود خدا و اثبات توحید، از نظریه های معروف وی است. پورسینا، برخلاف اندیشه های متعارف اسلامی، نامیرایی و جاودانگی انسان را رد می کرد، علاقه و توجه خداوند به افراد خاص را قبول نداشت، و خلقت جهان در یک لحظه را نمی پذیرفت؛ به همین دلیل عده ای او را مرتد می دانستند. فلسفه دانانی چون امام محمد غزالی که ریشه های دینی قوی داشتند نیز بشدت با دیدگاه های فلسفی پورسینا مخالفت می کردند.
تپه هگمتانه
مادها یکی از سه قوم اصلی هند و اروپایی (همراه پارس ها و پارت ها) بودند که وارد سرزمین ایران شدند. این قوم احتمالا 1700 سال پیش از میلاد به ایران وارد شد و در آذربایجان، کردستان، و بخشی از کرمانشاه امروزی سکنی گزید. نام سرزمین و قوم ماد نخستین بار در کتیبه های شالمانِسِر سوم، پادشاه آشور (858 تا 824 ق.م) دیده شده است. هرودوت “دیااوکو” (حدود 715 ق.م) را بنیانگذار پادشاهی ماد و موسس شهر هگمتانه (همدان) می داند. با این حال، مورخان معتقدند سیاکزار، نوه دیااوکو، بود که در حدود سال 625 ق.م توانست مادها را در قالب یک پادشاهی قدرتمند ایرانی متحد کند. وی به جز کل سرزمین ایران، شمال آشور، و بخش هایی از ارمنستان را نیز در سلطه خود گرفت.
همدان، تقریبا در بیشتر تاریخ ایران، مهمترین شهر کشور بوده است. در زمان مادها، همدان پایتخت ایران بود. در زمان هخامنشیان، همدان اقامتگاه تابستانه پادشاهان بشمار می رفت. در زمان اشکانیان هم این شهر همچنان یکی از اقامتگاه های مهم پادشاه و درباریان بود. آرامگاه شهبانو “استر” (همسر یهودی خشایارشاه) در همدان نشاندهنده اهمیت تاریخی این شهر است. باباطاهر و بوعلی سینا نیز در قرن یازدهم میلادی در این شهر دفن شده اند که این هم به روشنی نشان می دهد حتی تا قرن ها پس از ورود اسلام به ایران، همدان اهمیت راهبردی خود را حفظ کرده بود.
تپه هگمتانه مجموعه ای فرهنگی در حاشیه شهر همدان است که بخشی از خرابه های یک محله باستانی و موزه تاریخی را شامل می شود. در موزه یادشده، شما می توانید از انواع سکه های زر و نقره گرفته تا انواع ظرف و مهر و تندیس های مفرقی و غیره دیدن کنید. بیشتر اشیای موزه به هزاره اول قبل از میلاد و تمدن مادها مربوط می شود. از بین این همه چیز، من نمی دانم چرا به تصویر زیر علاقمند شدم…یک بنده خدا که با چند کوزه دفن شده و اسکلت و اشیای دفن شده با او را عینا به موزه آورده اند:

راستی یادتان باشد که حتما از محله قدیمی تپه هگمتانه که با ایرانیت مسقف شده هم بازدید کنید.
گنجنامه
“گنجنامه” دو کتیبه تاریخی بر قطعه سنگی عظیم از جنس خارا است که یکی به داریوش اول هخامنشی و دیگری به فرزندش، خشایارشا تعلق دارد. در کتیبه داریوش نوشته شده: “خدایی است بزرگ اهورامزدا که این زمین را آفرید و آن آسمان را آفرید و انسان را آفرید و شادی را آفرید برای انسان. او داریوش را شاه کرد؛ یک شاه از بسیاری، یک فرماندار از بسیاری.
من داریوش، شاه بزرگ، شاه شاهان، شاه کشورهای دارای مردم زیاد، شاه در این سرزمین دور و دراز، پسر ویشتاسپ، یک هخامنشی هستم”.
این متن به سه خط میخی پارسی، بابلی، و ایلامی نوشته شده است. متن خشایارشاه هم که دست راست و اندکی پایین تر از متن پدر نگاشته شده، تقریبا تکرار واژگان داریوش بزرگ است و تنها نام و نشان خشایارشاه در آن ذکر شده. متن خشایارشا نیز به همان سه خط میخی نوشته شده است.

در مجاورت کتیبه گنجنامه، آبشاری کوتاه با همین نام قرار دارد که به ویژه در گرمای تابستان، تفرجگاهی محبوب در میان مردم است.
سخن آخر
با آگاهی از این گنجینه بزرگ شهر همدان ممکن است گمان کنید که این شهر می تواند یک قطب گردشگری باشد. با کمال تاسف باید بگویم که همدان با وضعیت فعلی اش تنها برای گردش شهروندان همدانی مناسب است. شهر، بدون در نظر گرفتن میدان امام و آثار تاریخی عنوان شده در بالا، یک آبادی بزرگ و بی قواره بیش نیست. خیابان ها زیباسازی نشده و شما احساس می کنید قدم زدن در خیابان های همدان با قدم زدن در خیابان های یک شهر پرت و دور افتاده فرق چندانی ندارد. برای رضای خدا نقشه شهر را در مجموعه فرهنگی باباطاهر که توسط میراث فرهنگی اداره می شود هم نتوانستیم پیدا کنیم! امکانات توریستی پیش کش!
در یک کلام، به عنوان یک ایرانی حتما باید یکبار به شهر همدان، پایتخت تمدن مادها، سر بزنید. اما اگر می خواهید برای گذراندن وقت با خانواده در یک تعطیلات کوتاه به شهری زیبا بروید، سفر به همدان را فراموش کنید.
ناخودآگاه به یاد شهرهای شیراز و فومن افتادم. اولی شهری غنی از نظر فرهنگی و آثار تاریخی است که شهرداری و شهروندان آن همت کرده و با زیباسازی خیابان ها، ایجاد امکانات راهنمایی و گردشگری و احداث هتل های نسبتا زیبا و با کلاس، آن را به یک قطب گردشگری در کشور تبدیل کرده اند. دومی (فومن) از نظر آثار تاریخی اصلا به پای شیراز و همدان نمی رسد، اما آنقدر شهر زیباسازی شده که شما اگر یکبار بروید، دوست دارید بار دیگر و بارهای دیگر هم به آنجا سفر کنید.
توضیحات تکمیلی یک دوست همدانی:
…البته در مورد زیباسازی شهر دارن یه کارایی می کنن! منتها بیشتر جاهایی زیباسازی شده که اصلا به مناطق تاریخی نزدیک نیست…
همدان جاهای خیلی خیلی زیادی برای دیدن داره…
گنبد علویان ، غار علیصدر و….