http://www.gilamard.com

قطر

2

در جنوب خلیج فارس، کشوری کوچک به نام قطر هست که ویژگی های مشترکی با ایران دارد: قطر کشوری است نفت خیز، تنها کشور حاشیه خلیج فارس است که چاه های نفت و گازش با ایران مشترک است (یعنی هرکس برداشت، بُرده)، و واحد پولی اش هم ریال است؛ البته ریال قطر.

مساحت: 11586 کیلومتر مربع

جمعیت: حدود یک میلیون نفر

ترکیب قومی: عرب 40%، هندی 18%، پاکستانی 18%، ایرانی 10%، دیگران 14%.

در سال های پس از انقلاب، به دلیل ضعف ایران در بهره برداری از میدان های مشترک گازی خود با قطر، این کشور نهایت استفاده را برده و به دومین صادرکننده بزرگ گاز در جهان (پس از روسیه) تبدیل شده است. این وضعیت باعث شده که شهروندان قطری به ثروتمندترین ساکنان منطقه تبدیل شوند و جالبتر آنکه در قطر چیزی به نام “مالیات” وجود ندارد!

شبکه سی بی اس (CBS) به تازگی برنامه مستندی درباره این کشور پخش کرد که به نظرم جالب آمد. بخش هایی از آن را در گیلامرد با شما به اشتراک می گذارم.

فیلم زیر، بخشی از مصاحبه مجری CBS با امیر قطر است (برای تماشا، یکبار روی Play Video تیک بزنید و بعد دکمه Play را بفشارید):

Play Video

ترجمه:

فکر می کنم آمریکایی ها درباره بعضی چیزها در اینجا شوکه شوند. اینکه در قطر هیچ مالیاتی نیست، برق رایگان است، بهداشت عمومی رایگان است، آموزش و تحصیلات رایگان است، مثل بهشت است!

امیر قطر: خوب من در این بهشت به شما خوشامد می گویم.

  این بخش از مصاحبه با فهد (…؟)، یکی از مشاوران خانواده سلطنتی قطر:

 Play Video

CBS: شما اینجا به دنیا آمده اید؟

فهد: بله. در قطر به دنیا آمدم.

CBS: آن موقع، هیچیک از اینها (آسمانخراش ها و نمادهای شهری) نبود؟

فهد: نه نبود! هیچی!

CBS: چه چقدر باید به عقب برگردیم که به وقتی برسیم که پدربزرگ یا پدر پدربزرگ تان در چادر زندگی می کردند؟

فهد: پدرم.

CBS: پدر شما در چادر زندگی می کرد؟!!!

فهد: بله. نکته جالب این است. این نسل پدر من بود که زندگی در چادر را به زندگی در شهر و حمل و نقل با شتر را به حمل و نقل با بویینگ 747 تبدیل کرد. و اینکه این گذار در زمان کوتاهی رخ داد، شگفت انگیز است.

 و این یکی:

 Play Video

همه چیز یکباره رخ داد. آنها دارند یک بیمارستان جدید می سازند که قطری ها می گویند یکی از پیشرفته ترین ها در جهان است. یک تالار موسیقی جدید با یک ارکستر سمفونیک تاسیس شده است؛ “امیر” نوازندگان را از کشورهای خارجی وارد کرده است!! 6 دانشگاه آمریکایی در اینجا شعبه ساخته اند و در قلب خاورمیانه، مدرک تحصیلی ایالات متحده را ارایه می کنند. موزه هنر اسلامی با گنجینه ای به ارزش یک میلیارد دلار، سال گذشته گشایش یافت. ورود به موزه، البته رایگان است.

نخست وزیر قطر: همه چیز رایگان است. این مثل بخشی از فرهنگ ما شده است. حتی وقتی مردم می میرند، ما به جنازه هایشان رسیدگی می کنیم.

CBS: برای مراسم خاکسپاری؟! از گهواره تا گور.

این هم پیوند دانلود فیلم به صورت کامل: (در فیلم، نام خلیج فارس یکبار با عنوان جعلی خلیج **** برده می شود که این در مورد رسانه های وابسته به حزب دموکرات مانند CBS طبیعی است. خودتان اصلاح کنید.)

پیوند فیلم کامل

40 درصد ایرانیان ترکی سخن می گویند؟

8

چهارشنبه این هفته، آقای علی اکبر صالحی، وزیر خارجه، در سفرشان به کشور ترکیه گفتند:

وزیرامور خارجه كشورمان مردم تركیه را برادر خواند و گفت: روابط دو كشور بسیار خوب است و نزدیك به 40 درصد مردم ایران به زبان تركی تكلم می كنند و این یك ارتباط قوی بین دو كشور برقرار می كند.

منبع: خبرگزاری رسمی ایران

خوب اصلا کاری نداریم که سیاست های ترکیه در منطقه علیه سوریه، به نفع محمود عباس و جنبش فتح، و به نفع شورای همکاری های خلیج (فارس) است. به این هم کاری نداریم که اخیرا وقتی بعضی کشورهای اروپایی حاضر نشدند سپر موشکی آمریکا علیه ایران را میزبانی کنند، ترکیه دستش را بالا گرفت و گفت بیایید اینجا ما داوطلبیم.

باشه! روابط دو کشور بسیار خوب است. حداقل رضاشاه آرزو داشت روابط ایران و ترکیه خوب باشد.

ولی لامذهب! برای جلب توجه ترکیه به منظور پذیرش میزبانی مذاکرات غرب با ایران، باید حیثیت ملی ات را تقدیم ترکیه کنی؟

لامذهب! در ایران 40 درصد ترک زبان هست؟

اولا ترک زبانان ایران، ملیت ایرانی و هویت آذری دارند. یعنی اگر ملیت ایرانی شان را هم در نظر نگیریم، از نظر زبان و مذهب و هویت به جمهوری آذربایجان نزدیک ترند تا به ترکیه!!

بعدش هم تو آمار 40 درصد را از کجا آوردی؟ آقای وزیر دکتر احمدی نژاد!!

یک لحظه احساس کردم شاید من دارم اشتباه می کنم. برای همین هم به آمارهای رسمی منابع بین المللی درباره ترکیب جمعیتی زبان های ایران رجوع کردم:

دانشنامه اینکارتا: فارسی 58%، ترکی و گویش های ترک 26%، کردی 9%، لری و بلوچی و عربی و… 7%.

CIA World Factbook: فارسی 53%، آذری و گویش های ترکی 18%، کردی 10%، گیلکی و مازندرانی 7%، لری 6%، بلوچی 2%، عربی 2%، غیره 2%.

بقیه منابع رسمی هم آماری کمابیش مشابه CIA را ارایه می دهند.

واقعا نمی دانم چه باید گفت. همین چند سال پیش بود که آقای رحیم مشایی، خویشاوند و معاون آقای رییس جمهور، در شهر سنندج برای اینکه جلوی هموطنان کُردمان خودشیرینی کنند و رای جمع کنند، گفت “آذربایجان غربی سرزمین کردهاست!” و با این حرف مزخرف خود باعث واکنش شدید هموطنان ترک زبان شد.

کاش این جماعت دست از سر اقوام ایرانی بردارند. کاش اجازه دهند ترک و کرد و گیلکی و بلوچ ایرانی وقتی دارند کنار هم زندگی می کنند، به هر چیزی فکر کنند، جز اینکه زبان مادری من این است و زبان مادری تو آن!

جایگاه مترو در حمل و نقل شهری تهران

2

دوباره آلودگی هوا در تهران و شهرهای بزرگ کشور به بحث روز مردم و رسانه ها تبدیل شده است. سوار تاکسی که می شوید یا با همکارانتان که صحبت می کنید، همه از کثیفی هوا گلایه دارند. هیچکس نیست که از سوزش چشم یا تنگی نفس ناشی از هوای بد شاکی نباشد. اما دیدگاه ها درباره عامل آلودگی متفاوت است. گروهی وضعیت جغرافیایی پایتخت (تهران) را عامل آلودگی هوایش می دانند. این گروه فراموش کرده اند که اصفهان و تبریز و مشهد هم که وضعیت جغرافیایی تهران را ندارند، امروز به معضل کثیفی هوا دچار شده اند.

عده ای هم البته کمبود فضای سبز و استاندارد نبودن خودروها و به خصوص بنزین تولید داخل را در آلودگی هوا موثر می دانند که سخنشان کاملا درست و علمی است.

اما گروهی که تعدادشان کم هم نیست، استدلالی دارند که حتما شما هم شنیده اید: اینقدر که هِی ماشین تولید می کنند… هر روز فلان تعداد خودروی جدید در کشور شماره گذاری می شود…بعضی خانواده ها 2 یا 3 خودرو دارند…

برای آنکه معیار مستند و قابل اتکایی درباره زیاد بودن یا کم بودن تعداد خودروها داشته باشیم، کافی است شمار خودروهای شخصی به جمعیت ایران را با تعداد خودروهای شخصی به جمعیت چند کشور پیشرفته مقایسه کنیم. در زیر سرانه خودروی شخصی در ایران (تعداد خودرو در هر هزار نفر) با سرانه آمریکا، ژاپن و فرانسه مقایسه شده است:

نام کشور

سرانه خودروی شخصی (در هر 1000 نفر)

ایران

175 (سال 2010)

ایالات متحده آمریکا

828 (سال 2009)

ژاپن

593 (سال 2008)

فرانسه

575 (سال 2007)

کره جنوبی

346 (سال 2008)

 

اگر قرار بود تعداد خودرو الزاما نسبتی مستقیم با آلودگی هوا داشته باشد، با توجه به آمار بالا، مردم آمریکا باید با ماسک شیمیایی به خیابان ها می آمدند یا شش هایشان از نظر ژنی کاملا جهش یافته می بود. اصلا آمریکایی ها اینهمه خودرو را کجا پارک می کنند؟ در ایران با این تراکم اندک خودرو (نسبت به آمریکا)، در بسیاری از ساعات روز، واقعا جایی برای پارک در خیابان ها نمی یابید. آنها چه می کنند؟!

پاسخ ساده است. در کشورهای توسعه یافته، شهروندان ترجیح می دهند برای سفرهای هرروزشان (مثل آمد و شد به محل کار) از مترو یا وسایل نقلیه همگانی استفاده کنند؛ نه از خودروی شخصی. اساسا وقتی در مسیر رفت و آمد شما خط مترو یا اتوبوس تندرو وجود داشته باشد، شما هرگز حاضر نمی شوید هزینه ی استهلاک ماشین، وقت و اعصاب تان را خرج خیابان ها کنید.

در تهران، 42 دستگاه قطار، مسوولیت جابجایی مسافران در 4 خط درون و بیرون شهری را برعهده دارند. این تعداد به آخرین آمار شرکت متروی تهران در سال 1388 مربوط می شود. تا حالا اگر زیادش کرده باشند، فرض کنید شده باشد 50 عدد! حالا مقایسه کنید با تعداد قطار در متروی شهر نیویورک: 6356 عدد. (شش هزار و سیصد پنجاه و شش!!)

در جدول زیر، تعداد خط های مترو و طول مترو در تهران با پرجمعیت ترین شهرهای آمریکا، ژاپن، فرانسه و کره جنوبی مقایسه شده است. توجه کنید که آمار جمعیت و مساحت شهر، اشاره به هسته اصلی شهرها، بدون احتساب حومه هایشان دارد. به عنوان مثال جمعیت کلان شهر تهران (تهران بزرگ)، 13 میلیون نفر و گستردگی آن، 1270 کیلومتر مربع است. اما وقتی حومه را حذف کنید، به عدد داخل جدول می رسید.

 

نام شهر

جمعیت / گستردگی شهر

تعداد خط مترو

درازای کل خط های مترو

تهران

9 میلیون و 100 هزار نفر

730 کیلومتر مربع

3

107 کیلومتر

نیویورک

8 میلیون و 175 هزار نفر

789 کلیومتر مربع

24

1355 کیلومتر

سئول

10 میلیون نفر

605 کیلومتر مربع

16

657 کیلومتر

توکیو

8 میلیون و 400 هزار نفر

620 کیلومتر مربع

13

328 کیلومتر

پاریس

2 میلیون و 200 هزار نفر

14

214 کیلومتر

 

مشاهده می کنید که جمعیت و مساحت هسته اصلی تهران و نیویورک کمابیش یکی است. اما تعداد خطوط مترو در نیویورک 6 برابر تهران و طول مسیر مترو در آن شهر، بیش از 12 برابر تهران است. این یعنی تعداد کسانی که برای آمد و شد به مترو دسترسی ندارند و ناچارند از وسایل دیگر برای سفر درون شهری استفاده کنند، احتمالا در تهران 12 برابر نیویورک است.

جدول زیر هم نشان می دهد که با وجود جمعیت کمابیش برابر تهران، نیویورک و توکیو، تعداد مسافران روزانه ی مترو در نیویورک بیش از 3 برابر تهران و در توکیو بیش از 5 برابر تهران است.

نام شهر

متوسط مسافر در روز

تهران

1 میلیون و 600 هزار سفر

نیویورک

5 میلیون و 156 هزار سفر

سئول

6 میلیون و 700 هزار سفر

توکیو

8 میلیون و 700 هزار سفر

پاریس

4 میلیون و 500 هزار سفر

 

جالب آنکه سئول همچنان به گسترش شبکه متروی خود ادامه می دهد و برنامه توسعه مترو تا سال 2016 را اعلام کرده است. به طوریکه همین امسال (2012) چهار طرح جدید قطار زیرزمینی در سئول به بهره برداری خواهد رسید.

 

حکایت متروی تهران

دهه 70 میلادی (50 خورشیدی)، دولت وقت ایران تصمیم گرفت برای پایتخت و شهرهای بزرگ کشور سامانه حمل و نقل زیر زمینی احداث کند. بدین منظور، با چند شرکت اروپایی گفتگو انجام شد و در نهایت در سال 1974 (1353) قرارداد احداث 8 خط مترو در تهران با شرکت کارگزاری حمل و نقل پاریس (PATR) به امضا رسید.

طرف فرانسوی پس از انجام مطالعات فنی و زمین شناسی لازم، جزییات طرح را آماده کرد و در سال 1357، عملیات احداث مترو با تعهد به پایان آن تا اواسط دهه 80 (60 خورشیدی) آغاز شد؛ هرچند این عملیات پس از انقلاب و در 30 دسامبر 1980 (اوایل دی 1358) متوقف شد.

در سال های پس از جنگ، طرح احداث 8 خط متروی تهران از سر گرفته شد و آنچه امروز به صورت کژدار و مریض و با کندی فراوان ادامه می یابد، همان است که قرار بود بیست و پنج سال پیش به بهره برداری کامل برسد و احتمالا امروز شاهد گسترش آن باشیم.

فعلا شهروندان تهرانی از شمیران (به زودی از تجریش) می توانند سوار مترو شوند و پس از عبور از قلهک و میرداماد و عباس آباد و گذر از 7 تیر، دروازه دولت، سعدی، سپه و خیام، به شوش، خزانه و شهر ری برسند. البته اگر دوست داشته باشند می توانند سوار ترن بمانند تا حرم امام خمینی… “خط یک”

تهرانی ها همچنین می توانند از تهران پارس سوار مترو شوند و پس از گذر از دانشگاه علم و صنعت، سبلان، امام حسین و… به میدان حسن آباد، میدان سپه و سپس آزادی و صادقیه (آریاشهر) برسند… “خط دو”

“خط چهار” از شهید کلاهدوز (بزرگراه افسریه) آغاز می شود و پس از گذر از میدان ژاله و دروازه شمیران و فردوسی، به چهارراه ولیعصر و انقلاب می رسد و تا آزادی ادامه می یابد.

“خط پنج” مترو عملا هیچ ربطی به تهران ندارد و همان قطار روگذری است که صادقیه (آریاشهر) را به کرج وصل می کند.

“خط سه” قرار است بر اساس طرح جامع، در آینده ساخته شود و شمال غرب تهران را به جنوب شرقی اش پیوند دهد.

“خط هفت” هم برعکس خط 3 خواهد بود؛ یعنی شمال شرقی را به جنوب غربی پیوند خواهد داد.

فعلا دولت با شهرداری تهران لج کرده و بودجه مصوب مجلس برای کمک به تسریع ساخت مترو را نمی پردازد. بنابراین، شهرداری هم با کندی فراوان، کار را ادامه می دهد.  

3 حکایت کوتاه

2

یکم: آقا یک تارنمایی هست به نام «مثقال» (www.mesghal.com) که بهای انواع سکه طلا و ارزهای خارجی را نه تنها به روز، که به ساعت اعلام می کند؛ یعنی اگر یکبار صبح به این سایت سر بزنید و دوباره شب به سراغ آن بروید، می بینید که اطلاعات آن با ذکر ساعت، “به روز” شده است.

طوری که من از توضیحات “مثقال” متوجه شدم، این وبگاه به  یک اتحادیه یا انجمن طلافروشان وابستگی دارد؛ چراکه فهرستی از نمایندگان (زرگری ها و فروشندگان طلا) از سراسر کشور را در صفحات خود منتشر کرده است.

مشابه “مثقال دات کام” در سراسر جهان هست و البته در کشورهای پیشرفته، یکی دو تا هم نیست. در خود آمریکا تعداد منابعی که بهای طلا و ارز در بازار را اعلام می کنند، از موی سر انسان هم بیشتر است!

حکایت را کوتاه کنیم… مثقال دات کام دیروز فیلتر شد. چرا؟ نمی دانم. واقعا نمی دانم.

 ==========

دوم: این ترافیک صبحگاهی تهران هم حکایتی است، ها! از روز شنبه تا چهارشنبه، صبح حدود ساعت 7:00 یک سر به بزرگراه حکیم بزنید ببینید چه خبر است… البته از سمت شرق به غرب بروید. چون در مسیر مقابل، جایی برای رانندگی نخواهید یافت.

برای کسانی که تهران نیستند یا بزرگراه حکیم را نمی شناسند عرض می کنم، بزرگراه حکیم از آغاز شرقی اش تا رسیدن به “بزرگراه یادگار” در غرب، دست کم 10 کیلومتر درازا دارد و بلکه بیشتر. حالا فرض کنید این مسیر از غرب به شرق، در ساعات و روزهایی که عرض کردم، کیپ تا کیپ ماشین باشد و همه مجبور باشند با دنده 1 برانند!

بعد فرض کنید که می پیچید داخل بزرگراه یادگار – جنوب. حالا یادگار را تصور کنید که از همان “حکیم” تا الی ما شاء الله خودرو در حرکت است و همه از جنوب به شمال، و البته با دنده 1 و پشت ترافیک سنگین.

من برآورد کردم ساعت 7 صبح، فقط در همین 2 بزرگراه تهران، ما نزدیک به 18 – 17 کیلومتر ترافیک گره خورده داریم. می شود حدس زد بزرگراه همت که نزدیک و موازی بزرگراه حکیم است هم چنین وضعی داشته باشد. اگر تاکنون گذرتان به بزرگراه صدر در شرق هم افتاده باشد، می توانید حدس بزنید که این حکایت احتمالا آنجا هم صادق است.

یعنی میلیون ها خودرو هر روز (شنبه تا چهارشنبه) کله سحر می زنند بیرون، عمر و اعصاب و آرامش اول صبح شان را به باد می دهند تا چند ساعت بعد برسند سرکارشان و این همه ماجرا نیست. در همین ساعت ها هست که هوای شهر به شدت آلوده می شود.

ترافیک عصرگاهی هم که البته جای خودش را دارد. همه می خواهند به خانه هایشان برگردند.

تصور کنید اگر در مسیر بزرگراه حکیم (و ادامه اش رسالت) و نیز بزرگراه هایی مشابه که مورد استفاده هر روزه کارمندان است، خط مترو احداث شود، چه جمعیتی از مردم ترجیح خواهند داد که خودروهایشان را در خانه هایشان بگذارند و با 300 تومان، این سر شهر تا آن سر شهر را با سرعتی بسیار بسیار بیشتر از حرکت روی زمین بپیمایند؟

 ==========

سوم: مجله زیبا و دوست داشتی “سرزمین من” در آخرین نسخه اش نوشته است که در یک نمایشگاه گردشگری در تهران شرکت کرده و در آنجا، پروفسور مالکوم کوپر، استاد دانشگاه آسیا پاسیفیک گفته است که این مجله، “نشنال جئوگرافیک فارسی” است.

خوانندگان گیلامرد شاهدند که این لقب (نشنال جئوگرافیک فارسی) را اول ما به “سرزمین من” دادیم!! این هم مدرک:

http://www.gilamard.com/?p=491

 

این هم مدرک قدیمی تر:

http://www.gilamard.com/?p=188

 

البته ارایه این توضیح هم ضروری است: از زمانی که مجله دانستنیها، تصویری تمسخرآمیز از بنیانگذار سلسله هخامنشی (کوروش) را روی جلد خود منتشر کرد، ما کلا حمایت مان را از این نشریه قطع کردیم. بنابراین در مدرک دوم، شما مجله دانستنیها را نادیده بگیرید!!