چگونه از شورش جلوگیری کنیم؟

شورش‌های خیابانی دی‌ماه 1396 به خیلی چیزها آسیب زد: اموال عمومی، آرامش و امنیت اجتماعی، وجهه دولت ایران در میان کشورهای جهان و…

به نظرتان چه کار کنیم که این اتفاق تلخ تکرار نشود؟

به نظر من، تنها راه این است که به رای مردم احترام بگذاریم. مردمی که در انتخابات به آقای x رایِ معنادار می‌دهند، انتظار ندارند کشور همان مسیری را برود که اگر آقای y رای می‌آورد، می‌رفت. این را همه کسانی که مخالف آقای x هستند، باید بفهمند. خود آقای x هم باید این را بفهمد. همه ما باید این را بفهمیم تا بتوانیم مثل آدم‌های متمدن و به دور از خشونت و شورش و ناامنی، کنار یکدیگر زندگی کنیم.

 

شغل‌هایی که برج‌سازان بلعیدند

تغییر سبک زندگی تهرانی از خانه‌نشینی به برج‌نشینی از زمانی آغاز شد که کاهش درآمد خانواده‌ها و کاهش خدمات مالی و اقتصادی بانک‌ها طی دهه‌های اخیر، سبب شد مالکان نتوانند در ملک خود خانه بسازند. بنابراین، بسیاری از افراد، ناچار شدند خانه‌های کلنگی خود را با بسازبفروش‌ها شریک شوند و به بلندمرتبه‌سازی روی بیاورند.

این بلندمرتبه‌سازی، ابعاد مثبت و منفی داشته است. چیزی که در اینجا می‌خواهم اشاره کنم، تغییر شغل‌هایی است که با پایان عصر خانه‌نشینی در تهران به پایان عمر خود رسیدند.

 

نهال فروش

جوانانی که بالای 30 سال دارند، حتما به یاد می‌آورند که بسیاری از محله‌های تهران، نهال‌فروشی‌ داشت.

بلندمرتبه‌سازان معمولا حیاط خانه‌ها را کوچکتر می‌گیرند و از آن برای افزایش زیربنا و افزایش تعداد واحدها استفاده می‌کنند. در نتیجه، اگر سازنده‌ای خوش‌ذوق پیدا شود که بخواهد در حیاط آپارتمان فضای سبز هم استفاده کند، به کاشت چند گل و بته اکتفا خواهد کرد.

در نتیجه، از شمار نهال‌فروشی‌های تهران در سال‌های اخیر به صورت چشمگیری کاسته شده است و این روند کاهشی، ادامه دارد.

 

تعمیرکار شوفاژ / تعمیرکار کولر

تا همین 10 سال پیش، محله‌ای را پیدا نمی‌کردید که یک مغازه شوفاژکاری و یک مغازه تعمیر کولر نداشته باشد. بلندمرتبه‌سازان معمولا می‌کوشند تعداد واحد‌های بیشتر را در فضایی کوچکتر جا بدهند. در نتیجه، نه سقف ساختمان‌های بلند جای کافی برای این همه کولر و آنتن دارد و فضای کافی برای کشیدن کانال‌های متعدد در طبقات وجود دارد.

ساختمان‌های جدید از به اصطلاح پکیج استفاده می‌کنند که گارانتی، تعمیرات و خدمات پس از فروش آنها نیز برعهده شرکت تولیدکننده است.

نتیجه؟ امروزه کمتر محله‌ای را می‌یابید که شوفاژکار یا مغازه تعمیر کولر داشته باشد.

بنّا

بنّا کسی بود که نقشه طراحی‌شده توسط معمار را اجرا می‌کرد. او هیچ نفعی در میزان سوددهیِ یک ساختمان نداشت، اما بر کار سرکارگران و کارگران نظارت می‌کرد تا کیفیت ساختِ بنا حفظ شود.

امروزه سازندگان، ملک را برای خودشان نمی‌سازند و معمولا می‌کوشند که ساختمان، کمترین هزینه‌ را داشته باشد تا سود بیشتری عایدشان شود. درست به همین دلیل است که می‌بینید نشست ملک‌های نوساز، بیشتر از میزان استاندارد است، دیوارها بسیار نازک هستند و از کمترین میزان بتن و نازل‌ترین مصالح استفاده می‌شود.

در سبک زندگی جدید، این بسازبفروش است که مهندس معمار را انتخاب می‌کند (و نه صاحب زمین و ملک). مهندس معمار هم مطابق میل بسازبفروش عمل می‌کند زیرا آینده شغلی‌اش در دست اوست. این وسط جایی برای بنّا به معنای سنتی‌اش باقی نمی‌ماند.

 

رادیوفردا و معمای مخاطبان

برخی رسانه‌های خارجی، شناسنامه دارند و مشخص است که مدیریت و راهبرد آنها چیست. برای مثال، بی بی سی و رادیوفردا رسانه‌هایی هستند که بودجه‌هایشان را از دولت انگلیس و کنگره آمریکا می‌گیرند و موظفند سیاست‌های لندن و واشنگتن را برای افکار عمومی تبیین کنند.

البته هیچ اشکالی هم ندارد. ایران و اغلب کشورهای جهان نیز شبکه‌های بین‌المللی به زبان‌های مختلف دارند.

اما این وسط، آدم‌هایی هستند که هویت مشخصی ندارند و با نام‌های مستعار، به عنوان مخاطبانِ این رسانه‌ها پیام می‌گذارند.

رادیوفردا معمولا ملاحظه‌ای در انتشار دیدگاه مخاطبانش ندارد و دیدگاه‌ها را غلط یا درست منتشر می‌کند. طبعا چون مواضع رادیوفردا، بیان‌کننده سیاست‌های آمریکا و غرب است، کسانی که از این سیاست‌ها راضی نیستند، مخاطبان پروپاقرص رادیوفردا نمی‌شوند و برایش پیام هم نمی‌گذارند. بنابراین، معمولا برآیندِ دیدگاه مخاطبان رادیوفردا این بوده است که مقام‌های غربی راست می‌گویند و حق با ایران نیست.

اما به‌تازگی رادیوفردا خبری را به نقل از امانوئل مکرون، رئیس‌جمهور فرانسه، منتشر کرد که در آن، مکرون با اشاره غیرمستقیم به عربستان، از قدرت‌های منطقه خواسته بود در امور لبنان دخالت نکنند.

یکی دو روز بعد هم رکس تیلرسون، وزیر امور خارجه آمریکا، مستقیما از ریاض خواست که در منطقه و در ارتباط با همسایگانش «سنجیده‌تر عمل کند.»

جالب بود؛ چون این بار و در هر دو خبر، برآیند دیدگاه مخاطبان رادیوفردا این شد که مقام‌های غربی غلط می‌کنند و حق با عربستان است.

تا پیش از انتشار این دو خبر، خیال می‌کردم پیام‌گذارانِ رادیوفردا، ایرانیانِ مخالف حکومت هستند که چون علیه دولت ایران «شرطی شده‌اند»، هر مقام خارجی که علیه ایران سخن بگوید، از او پشتیبانی می‌کنند. با انتشار دو خبر بالا، به‌شدت دچار تردید شدم و این سوال برایم مطرح شده است که آیا (دست‌کم بعضی از) پیام‌گذاران، اصولا ایرانی هستند یا فقط زبان فارسی بلدند؟ چون چطور ممکن است یک ایرانی بگوید ایران و غرب و شرق و تمام دنیا اشتباه می‌کنند و فقط عربستان سعودی راست می‌گوید؟؟!!

 

حکایت مارادونا و غضنفر

فرار از دین، یکی از دردهای جامعۀ امروز ایران است. بعید است کسی در این جامعه و با مردم زندگی کند و به این حقیقتِ تلخ پی نبرد که جمع قابل توجهی از نسل جوان ایران، با اصل دین (هر دینی که می‌خواهد باشد) مشکل دارند.

سالهاست بنده و افرادی مانند ما، کوشیده‌ایم برداشتی صحیح، امروزی و رحمانی از اسلام ارائه کنیم. در این یکی دو سال اخیر که شبکه‌های اجتماعی هم محبوب شده‌اند، یکی از دل‌مشغولی‌هایمان این شده است که به جوانانی که هر چرندیاتی را علیه دین و با نام روشنفکری منتشر می‌کنند، پاسخ دهیم.

این وسط، یکباره با خبرهایی مانند این، میخکوب می‌شویم:

عضو فقهای شورای نگهبان اعلام کرد که اعضای فقهای این شورا بر اشکال شرعی فعالیت منتخب زرتشتی شورای شهر یزد به‌اتفاق آرا رأی دادند.

این یعنی به جوانانی که بین مسلمان ماندن و نامسلمان شدن سردرگم هستند، می‌گوییم: شما اشتباه کردید رای دادید و اسلام رای شما را وتو می‌کند.

اینجاست که باید گفت: « بچه‌ها مارادونا رو ول کنید، غضنفر را بگیرید»

دختر ژاپنی در ایران

نینا در خیابان‌های تهران

دختری ژاپنی با موهای روشن و چشمانی درشت‌تر از اکثر ژاپنی‌ها، قهرمان مستندِ برنامه کودک و نوجوانان است. به چهرۀ دخترک می‌خورد 10 ساله باشد. مادرش ژاپنی، اما پدرش از مهاجران ایرانی است.

داستانِ فیلم، هم به دختر (نینا) و هم به پدرش مربوط است. پدر ایرانیِ نینا سال‌ها پیش برخلاف نظر پدر خود، به ژاپن مهاجرت کرد و دیگر هرگز به خانه بازنگشت. حالا نینا برای یافتن پدربزرگ خود، به‌تنهایی به ایران سفر می‌کند و یکی دو فیلم‌بردار و یک خانم مترجم، تنها همراهان او در سفر به تهران هستند.

نینا در مسیرِ یافتنِ خانۀ پدربزرگ، چندین بار با کمک مترجم، از افراد نشانی می‌پرسد، در راه، آب‌میوه می‌خرد و همین کارهای ساده، او را با بخشی از فرهنگ و جامعۀ ایرانی آشناتر می‌کند.

پدربزرگ با دیدنِ نوه‌ای که هرگز ندیده بود، انگار دنیایی را به او داده‌اند. خیلی زود با هم انس می‌گیرند. نینا هدیه‌هایی مثل بادبزن دستی، حصیر ژاپنی، عود (ماده خوشبوکننده) و آویزهای زینتی که از توکیو آورده بود را به پدربزرگ می‌دهد و پدربزرگ هم تصمیم می‌گیرد او را با ایران بیشتر آشنا کند. اولین هدیۀ پدربزرگ، پختنِ آبگوشت و کتلت برای نوه‌اش است. فردا هم دونفری به بازار بزرگ تهران می‌روند تا برای نینا خرید کنند.

در زیر، دقایقی از این فیلم مستند را می‌بینید که در آن، نینا و پدربزرگش به باشگاه دخترانِ نینجاکار در تهران می‌روند:

 

نینا در این سفر با چند خانواده آشنا می‌شود و برایشان غذای ژاپنی هم می‌پزد. آنها هم با نینا دوست می‌شوند. اوج داستان، زمانی است که پدر نینا به دعوتِ دخترش، پس از سال‌ها سرزده به ایران و به خانه پدربزرگ می‌آید. دلخوریِ اولیۀ پدربزرگ، دلجوییِ فرزند و عذرخواهیِ پدر نینا از پدرش، آنقدر احساسی است که حتی آدم‌بزرگ‌ها را هم تحت تاثیر قرار می‌دهد.

در پایان، نینا و پدرش، این بار با خوشنودیِ پدربزرگ، به ژاپن باز می‌گردند و نینا هم خاطراتی از ایران را در برنامه کودکِ ژاپن بازگو می‌کند.

این مستند، یک ساعت و به زبان ژاپنی است؛ اما آن را دو بار کامل دیدم. احساس کردم آنچه کودک و نوجوان ژاپنی از فیلم می‌آموزد، سه لایه دارد:

لایه نخست: اهمیتِ احترام به پدر و مادر. مهمترین محورِ داستان، آشتی، عذرخواهی و دلجوییِ پدر نینا از پدربزرگ است.

لایه دوم (لایه ژرف‌تر): اهمیت احترام به فرهنگ‌ها و اقوام گوناگون.

فراموش نکنیم فاصلۀ هنجارهای اجتماعی، اقتصاد و جایگاه بین‌المللی ژاپن و ایران، دقیقا به اندازۀ فاصله ایران و افغانستان است. با این حال، کودک و نوجوانِ ژاپنی، در سراسرِ این مستند با نگاهی بسیار مثبت، با فرهنگ و آداب و رسوم ایرانی آشنا می‌شود و می‌آموزد که باید به آن احترام بگذارد.

لایه سوم (ژرف‌ترین لایه): آموزش خلاقیت به کودک و نوجوان.

در این مستند، نینا در حوزه‌ای خلاقیت به خرج داده است که حتی بسیاری از بزرگترها جرات نمی‌کنند به آن نزدیک شوند (=آشتی پدر و فرزند). کمی روی این موضوع فکر کنیم: در واقع محورِ اصلیِ مستند، این است که کودکِ ژاپنی ابتکارِ عمل را در یک کار خیر، به دست گرفته است. این چیزی است که در ذهن کودکان و نوجوانانِ ژاپنی نقش خواهد بست و در نظام آموزش و پرورش ژاپن نیز به آن بها داده خواهد شد.

معرفی آبگوشت، کتلت و سفره ایرانی

بازی اختراع شده توسط نینا برای آموزش کار با چوب‌های غذاخوری توسط ایرانیان

نینا در حالی که به خاطر آشتی پدر و پدربزرگش، اشک در چشمانش حلقه زده

آشتی

نینا از تجربه‌اش در ایران می‌گوید

باغ‌های دره پونک

تپه‌های تازه گل‌کاری‌شده بوستان نهج‌البلاغه

دره پونک در تهران، مسیری شمال به جنوب است که رودخانه‌ای کوچک هم از آن می‌گذرد. در گذشته، بیشتر باغ‌های میوه در غرب تهران، در دو منطقه بزرگ پونک و باغ‌فیض بودند. هنوز هم بقایای برخی باغ‌های قدیمی در باغ‌فیض هست که شهرداری تهران هنوز مجوز تخریب و احداث مجتمع مسکونی به آنها نداده است.

از حدود 10 سال پیش، شهرداری تهران بخش‌هایی از این دره را که این اواخر به پاتوق خلافکاران تبدیل شده بود، به تصرف خود درآورد و به بوستانی عمومی برای شهروندان تبدیل کرد؛ بوستانی که به نام نهج‌البلاغه نام‌گذاری شد.

این روزها، شهرداری تهران سرگرم خرید باغ‌های بالای دره است و قرار است بوستان تا بزرگراه نیایش گسترش یابد. امروز از روی کنجکاوی به باغ‌های به‌جا مانده در شمال بوستان سری زدیم. در برخی مناطق، درختان مانند جنگل انبوه رشد کرده‌اند و در بعضی جاها، باغ‌های بزرگ انار دیده می‌شود (هیچ وقت فکر نمی‌کردم این همه درخت انار در تهران باشد).

به طور جدی پیشنهاد می‌کنم شهرداری تهران بعضی از این باغ‌ها را به همین شکل کنونی خود و به عنوان بخشی از بوستان حفظ کند. تا امروز، 55 هکتار از تپه‌های دره پونک، حدفاصل بزرگراه حکیم تا بزرگراه همت و 35 هکتار از همت تا منطقه‌ای هم‌راستای میدان پونک گل‌کاری و درخت‌کاری شده و امسال هم چند هکتار بالاتر از خط هم‌راستای میدان پونک به عنوان فاز سوم بوستان تکمیل شده است. قرار است فاز سوم، 25 هکتار باشد؛ یعنی کل بوستان، 115 هکتار خواهد بود. به نظرم نه تنها اشکالی ندارد از این 115 هکتار، مثلا 15 هکتار دست‌نخورده و بدون طراحی باقی‌ بماند؛ بلکه این کار، به معنای حفظ بخشی از تاریخچه منطقه خواهد بود و به جذب گردشگر هم کمک خواهد کرد.

بخشی که هنوز پارک نشده است باغ‌هایی با درختان انبوه

نوشتار مرتبط در گیلامرد: دره فرحزاد

 

عوارض رانندگی در تهران برای تهران

کسانی که از بزرگراه‌های غرب تهران گذر می‌کنند، می‌دانند که در روزهای اداری، هر روز صبح، صدها هزار خودرو از کرج به تهران می‌آیند و شب‌ها به کرج باز می‌گردند. به همین دلیل است که ترافیک بزرگراه‌هایی مانند حکیم و همت، صبح‌ها (حدود 7:30 تا 10:00) از غرب به شرق و عصرها (حدود 4:00 تا 8:00) از شرق به غرب به‌شدت سنگین می‌شود.

این وضعیت، نه تنها روی آلودگی شهر، بلکه روی اعصاب شهروندان نیز اثر منفی می‌گذارد.

جالب این است که این خودروها، عوارض سالانۀ خودروهایشان را هم به شهرداری کرج می‌پردازند؛ درحالی که از صبح تا شام در خیابان‌های تهران هستند.

پیشنهاد می‌کنم دولت و شهرداری تهران در ورودی‌های غربی تهران، مثلا آزادراه تهران-کرج، بین جاده ملارد و جاده قدیم یا ورودی‌های شهریار به تهران، عوارضی بگذارند تا هزینه این عوارض برای نگهداری از راه‌های تهران و افزایش فضای سبز شهری استفاده شود.

همه صاحبان خودروها، هرسال به شهرداری عوارض می‌پردازند. این عوارض، صرف آسفالت خیابان‌ها و نگهداری از فضای سبز می‌شود.

همه چیز درباره همه‌پرسی در اقلیم کردستان

جرج بوش و مسعود بارزانی

اقلیم کردستان عراق به صورت یکجانبه و برخلاف نظر پارلمان، دادگاه عالی و دولت عراق، اعلام کرده است که می‌خواهد در روز دوشنبه 25 سپتامبر 2017 استقلال این منطقه را به همه‌پرسی بگذارد.

اما این همه‌پرسی چگونه شکل گرفت و چرا مهم است؟

 

اهمیت همه‌پرسی در اقلیم کردستان

رفراندومی که مسعود بارزانی و دوستانش در اقلیم کردستان می‌خواهند برگزار کنند، به‌ویژه از آن نظر دارای اهمیت منطقه‌ای و راهبردی است که هدف نهایی‌اش نه فقط اقلیم کردستان عراق، بلکه فروپاشی ایران، ترکیه، سوریه و تشکیل سرزمین به اصطلاح کردستان بزرگ است.

طبیعی است که چهار کشور منطقه (ترکیه، عراق، سوریه و ایران) برای تمامیت ارضی و حفظ منافع ملت‌هایشان با این طرح مخالفت کرده‌اند و از هر ابزاری برای سرکوب جریان هوادارِ فروپاشی استفاده خواهند کرد.

 

ایده فروپاشی از کجا آغاز شد؟

کردهای سراسر منطقه خاورمیانه، از دیرباز، نیروهایی وفادار به کشورهایشان بوده‌اند. احزاب کرد در چارچوب قوانین ترکیه در آن کشور فعال هستند و کردزبانانِ ایران نیز در چارچوب قوانین ایران، به نمایندگی از شهرهای خود در مجلس شورای اسلامی حضور دارند. بسیاری از مقام‌های دولت ایران نیز از مناطق کردنشین هستند که شاید معروف‌ترین آنها در زمان حاضر، بیژن زنگنه، وزیر نفت باشد. وضعیت در سوریه نیز به همین منوال بوده است. تنها در عراق به دلیل سرکوب حقوق اقلیت‌ها در دوران صدام حسین، کردها همواره با حکومت صدام در نبرد بودند و در این راه همیشه به کمک‌های ایران اتکا می‌کردند.

ایدۀ فروپاشی کشورهای منطقه و تشکیل سرزمین‌های جدید، طرحی بود که در سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (CIA) در دوران ریاست جمهوری جرج بوش پسر مطرح شد. به نظر می‌رسد این ایده را سازمان جاسوسی اسرائیل (موساد) همراه با طرح حمله به عراق به CIA تحمیل کرد؛ همان طرحی که افتضاح بزرگی برای بوش پسر به بار آورد و سبب شد بوش “جرج تنت”، رئیس مقتدر و باسابقه سازمان سیا را محترمانه اخراج و بازنشسته کند.

در زمانی که طرح CIA مطرح بود، دولت جرج بوش گمان می‌کرد با تضعیف قدرت‌های منطقه‌ای و تشکیل قدرت‌های وابسته به واشنگتن، با یک تیر، چند نشان خواهد زد:

الف تضعیف عراق، ترکیه و ایران به عنوان کشورهایی که هرکدام در برهه‌هایی از تاریخ معاصر، داعیه رهبری خاورمیانه را داشته‌اند و مقابل سیاست‌های غرب ایستاده‌اند.

ب تضعیف سوریه به عنوان عضوی از محور مبارزه با اسرائیل

ج تضعیف القاعده با جلوگیری از تشکیل هسته‌های این گروه در عراق

سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا به جلال طالبانی و مسعود بارزانی وعده استقلال از عراق داده بود و درست به همین دلیل، زمانی که پل برمر، فرماندار موقت عراق از آمریکا عازم بغداد شد، جلال طالبانی کسی بود که با اشتیاق به استقبالش رفت.

البته بعدها شرایط عراق عوض شد. دولت جدید آمریکا (باراک اوباما) تلویحا به اقلیم کردستان عراق اعلام کرد که فروپاشی کشورهای منطقه از دستور کار واشنگتن خارج شده است. حتی دولت دونالد ترامپ نیز حداقل به صورت ظاهری و در بیانیه‌های رسمی با طرح فروپاشی منطقه و همه‌پرسی در اقلیم کردستان مخالفت کرده است.

از سوی دیگر، در این سال‌ها، مسعود بارزانی در رقابت‌های درونِ اقلیم، توانست همه رقیبان، از جمله حزب طالبانی را سرکوب کند و جایگاهش را به عنوان حاکم مادام‌العمر در کردستان عراق، تحکیم ببخشد. طبعا فساد ناشی از حکومت دیکتاتوری، باعث نارضایی شهروندان کرد شده است و پافشاری بر اجرای همه‌پرسی، کمترین نفعی که دارد، این است که به مسعود بارزانی نزد افکار عمومی اقلیم کردستان عراق، به عنوان فردی ملی‌گرا، آبرو و اعتبار می‌بخشد.

 

چه کسانی هوادار فروپاشی هستند؟

اسرائیل علنا و روسیه تلویحا از فروپاشی کشورهای منطقه و همه‌پرسی کردستان عراق حمایت کرده‌اند. اسرائیل به طور مشخص از فروپاشی ایران و سوریه خرسند خواهد شد و فروپاشی ترکیه با داشتن رجب طیب اردوغان که گاه و بیگاه برای کسب محبوبیت از فلسطینیان دفاع می‌کند هم برای تل آویو ناخوشایند نخواهد بود.

مقام‌های روس گاهی در قبال همه‌پرسی سکوت کرده‌اند و گاهی حتی بیانیه‌هایی داده‌اند که تلویحا به معنای تایید مسکو بوده است. روس‌ها احتمالا معتقدند تشکیل یک کشور فرضی (کردستان بزرگ) با حکومت و شهروندانی لائیک و سکولار، منافع ملی روسیه برای جلوگیری از تشکیل گروه‌های اسلامی را در خاورمیانه تامین خواهد کرد. مبارزه با گروه‌های دینی، همان سیاستی است که روس‌ها در آسیای میانه و قفقاز نیز با قدرت دنبال کرده‌اند. افزون بر این، مسکو یکی از سرمایه‌گذاران عمده در صنایع نفت اقلیم کردستان عراق است.

 

راهکار اسرائیل برای فروپاشی

اسرائیل از سال 2015 تا کنون تقریبا 77% از کل واردات نفت خود را از اقلیم کردستان عراق دریافت کرده است و یکی از مهمترین شریکان تجاری مسعود بارزانی به حساب می‌آید.

برنامه‌ای که موساد برای فروپاشی عراق و تشکیل سه کشورِ کرد، شیعی و سنی تهیه کرد، بر تقویت احساسات قومی و فرقه‌ای استوار بود. طالبانی و بارزانی ابتدا مطالباتی به ظاهر عادی و بی‌خطر را پشت شعارهای زیبا مطرح می‌کردند. ضرورت تشکیل فدرالیسم (نیمه‌خودمختاریِ ایالت‌ها)، ضرورت آموزش به زبان مادری در بخش‌های مختلفِ عراق و ضرورتِ داشتن نیروهای امنیتی محلی (پیشمرگه‌ها و…) از آن جمله بود.

در آن زمان، مقام‌های عراقی از این حقیقت تاریخی غافل بودند که فدرالیسم برای اتحادِ سرزمین‌هایی هست که به صورت تاریخی، یک کشور نبوده‌اند. فدرالیسم برای یک کشورِ یکپارچه و دارای تاریخ و شناسنامه کهن، قدم اول برای فروپاشی است.

عراقی‌ها توجه نداشتند که آموزشِ زبان مادری، با آموزش به زبان مادری فرق دارد. آموزشِ زبان مادری برای حفظ و پاسداشت زبان و فرهنگ‌ اقوام است. آموزش به زبان مادری (یعنی دروس در مدرسه و دانشگاه به زبان‌های محلی تدریس شود)، صرفا با این هدف است که نسل‌های آینده در هر منطقه، با هموطنان خود در مناطق دیگر بیگانه باشند و احساس همبستگی و یکی بودن نکنند.

واقعا دردآور است که نخبگان عراقی، در آن برهه مفاهیمی به این سادگی را درک نکردند و به هر آنچه سازمان‌های اطلاعاتی دیکته کرده بودند، تن در دادند.

سپنتا نیکنام

سپنتا نیکنام، عضو زرتشتی شورای شهر یزد با شکایت نامزد شکست‌خوردۀ شورا و با حکم قضایی، رد صلاحیت شد.
ظاهرا دیوان عدالت اداری به استناد نظر فقیهان شورای نگهبان که اداره بلاد مسلمین به دست غیرمسلمین را حرام میدانند، به سپنتا نیکنام ابلاغ کرده است که از این پس، صلاحیت حضور در شورای شهر را نخواهد داشت.

دیوان عدالت اداری در حالی این حکم را صادر کرده که شورای جدید شهر یزد مدتهاست آغاز به کار کرده و سپنتا نیکنام در دور قبل نیز عضو شورای شهر یزد بود و صلاحیت هم داشت!!
به عنوان یک مسلمان، گاهی در کشور خودم احساس غریبی می‌کنم. امیدوارم این حکم با پیمودنِ مسیرهای قانونی و حقوقی، نقض شود.

مشغله، درگیری، استرس

زندگی خسته کننده است.

استرس، فشار و بن‌بست را باید بزرگترین دستاوردهای مردم در حوزه‌های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی دانست.

یک ماه پیش، تارنمای گیل‌آمرد را برای یک‌سال دیگر تمدید کردم.

اینقدر درگیری ذهنی دارم که فرصت نمی‌کنم چیزی بنویسم و گاه از خودم می‌پرسم: واقعا برای چه پول خرج وبلاگی می‌کنی که دل و دماغ نداری برایش وقت بگذاری؟!

دلم برای ایران می‌تپد. مشغله‌های فردی به کنار! اگر گیل‌آمرد را سرپا نگاه داشته‌ام، بیشتر امیدم به این است که شاید بتوانم از این کانال، قدمی برای کشورم بردارم.

همین.

چرا گوشی ویندوز؟

عکس از اینترنت: مایکروسافت، لومیا 950

بسیار خوانده‌ایم که سیستم عامل ویندوز برای گوشی‌های هوشمند، به پایان راه خود رسیده است. راست بودنِ این سخن بستگی به آن دارد که ما پایان راه را چگونه تفسیر کنیم. مایکروسافت در دوره‌ای امیدوار بود که بتواند با اندروید و اپل در بازار گوشی‌های هوشمند رقابت کند. این رقابت از آغاز سال 2016 به پایان رسید و مایکروسافت پس از تولید ابرگوشی‌های خود در اواخر سال 2015، عملا از عرصه سخت‌افزار گوشی، کنار رفت.

در دو سال اخیر نیز به جز گوشی‌های 550، 650 و 950 مایکروسافت که از قبل به بازار آمده بودند، تنها دو گوشی از اچ پی و آلکاتل با سیستم عامل ویندوز 10 به بازار آمده است که طبعا نمی‌تواند سهمی از بازار را به خود اختصاص بدهد.

اما من سه ماه پیش گوشی قدیمی لومیا 930 خود را بازنشسته کردم و به جای آنکه سراغ گوشی‌های رایج در بازار بروم، یک گوشی مایکروسافت لومیا “950 ایکس ال” خریدم و هنوز هم فکر می‌کنم گوشی هوشمند مایکروسافت یکی از بهترین گزینه‌ها برای خرید در ایران است. چرا؟

دلیل 1: دوربین عکاسی گوشی‌های لومیا 950 رقیب ندارد. این دوربین با بهره‌گیری از لنز زایس آلمان، تصاویری بسیار شفاف و رنگ‌هایی دقیق ارائه می‌کند. کیفیت تصاویر دوربین لومیا 950 که عینا در لومیا 930 نیز نصب بود، حتی از دوربین‌ بهترین گوشی‌های سامسونگ نیز یک سر و گردن بالاتر است.

دلیل 2: لومیا 950 معمولی (5 اینچ) و 950 ایکس ال (5.7 اینچ) به ترتیب پردازنده‌های چهارهسته‌ای و هشت‌هسته‌ای دارند و هر دو از صفحه‌های QHD (= رزولوشن دو برابر بیشتر از فول اچ دی) بهره می‌برند. پشتیبانی از شارژ بی‌سیم، حسگر عنبیه چشم، باتری نسبتا قوی، رادیو، ژیروسکوپ، شتاب‌سنج و سایر فن‌آوری‌های روز گوشی همراه هم در این دو گوشی وجود دارد. آنتن‌دهی و کیفیت صدای این دو گوشی هم مثل یک گوشی بسیار خوب عمل می‌کند. هر دو گوشی هم بسیار باریک و سبک طراحی شده‌اند. بعد شما مدل‌های تک‌سیم و دوسیم‌کارت این گوشی‌ها را با قیمت بین 1.150.000 تا 1.450.000 تومان می‌توانید بخرید. طبعا هیچ گوشی هوشمندی با این کیفیت را شما نمی‌توانید با چنین قیمت ارزانی پیدا کنید.

دلیل 3: فعلا سیستم عامل مایکروسافت، تنها فروشگاه نرم‌افزاری است که رسما در ایران باز است. کاربران اندروید باید نرم‌افزارهایشان را از سایت‌هایی غیر از فروشگاه رسمی گوگل دریافت‌ کنند که این کار معمولا باعث ویروسی شدن و حتی جاسوسی‌های پی در پی از گوشی‌هایشان می‌شود. فروشگاه اپل هم وضعیت روشنی ندارد و گویا به تازگی تعطیل شده است.

درست است که تعداد نرم‌افزارهای ویندوزی، کمتر از تعداد اپ‌هایی است که برای اندروید تولید شده است، اما این تفاوت، آنقدرها هم زیاد نیست. شما همه اپ‌های معروف و جهانی را می‌توانید در فروشگاه ویندوز هم بیابید. روی گوشی من، تلگرام، واتس‌اپ، ایمو، اسکایپ، شر ایت، فرهنگ آریانپور، فرهنگ جامع فارسی، همراه‌بانک پاسارگاد، تقویم فارسی، نرم‌افزار جی پی اس با راهنمای صوتی فارسی، قرآن کریم، تفسیر المیزان، راهنمای داروها، نرم‌افزار ویرایش عکس، آفیس و ده‌ها نرم‌افزار و بازی دیگر نصب است که همگی را به صورت رایگان از فروشگاه ویندوز نصب کرده‌ام. تنها نرم‌افزاری که تا امروز جای خالی‌اش را در فروشگاه ویندوز احساس کرده‌ام، اپ تاکسی اسنپ است. به نظرم بدون اسنپ هم می‌شود زندگی کرد‍!