http://www.gilamard.com

خیال می کنی مسلمانی؟ (1)

0

حالا می بینید. 99 درصد چیزهایی که در این وبگاه خواهم نوشت به فرهنگ، هنر، و اجتماع مربوط خواهد شد. فقط همزمانی گشایش سایت گیلامرد با ماه رمضان باعث شده موضوع ها کمی رنگ و بوی دینی بگیرند.

راستی! دوست دارین با یک معیار قابل قبول ببینیم این آدم هایی که دور و برمان داعیه مسلمانی دارند تا چه اندازه مسلمان هستند؟ همین هایی که ریش شان را تیغ نمی زنند، چادر یا روسری شان را چاقچول می کنند، نمازشان هیچ وقت قضا نمی شود، آهنگ لس آنجلسی گوش نمی کنند (!) و حج هم اگر بتوانند می روند.

از امروز هر از چندی، یک موضوع مورد سفارش قرآن به مسلمانان را با بیان آیه ها و ترجمه فارسی شان می آورم. دو موضوع نخست: «مهربانی» و «فروتنی».

1-    مهربان

  • فَبِمَا رَحْمَةٍ مِّنَ اللّهِ لِنتَ لَهُمْ وَلَوْ كُنتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لاَنفَضُّواْ مِنْ حَوْلِكَ ﴿159-آل عمران﴾

يعني: (خداوند خطاب به پیامبر) پس به [بركت] رحمت الهى با آنان نرمخو [و پرمهر] شدى و اگر تندخو و سختدل بودى قطعا از پيرامون تو پراكنده مى‏شدند.

  • وَلَا تَسْتَوِي الْحَسَنَةُ وَلَا السَّيِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِي بَيْنَكَ وَبَيْنَهُ عَدَاوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَمِيمٌ ﴿فُصِّلَت-34﴾

يعني: هرگز نيكي و بدي يكسان نيست. بدي را با نيكي دفع كن. ناگاه خواهي ديد همان كس كه ميان تو و او دشمني است، گويي دوستي گرم و صميمي است.

  • لَئِن بَسَطتَ إِلَيَّ يَدَكَ لِتَقْتُلَنِي مَا أَنَاْ بِبَاسِطٍ يَدِيَ إِلَيْكَ لَأَقْتُلَكَ إِنِّي أَخَافُ اللّهَ رَبَّ الْعَالَمِينَ ﴿المائده-28﴾

يعني: (هابیل خطاب به قابیل) اگر تو براي كشتن من دست دراز كني، من هرگز به قتل تو دست نمي گشايم، چون از پروردگار جهانيان مي ترسم.

  • …وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَبِذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَالْجَارِ ذِي الْقُرْبَى وَالْجَارِ الْجُنُبِ وَالصَّاحِبِ بِالجَنبِ وَابْنِ السَّبِيلِ وَمَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ إِنَّ اللّهَ لاَ يُحِبُّ مَن كَانَ مُخْتَالاً فَخُورًا ﴿نساء – 36﴾

يعني: … و به ”پدر و مادر“ احسان كنيد و نيز به ”خويشاوندان“ و ”يتيمان“ و ”مستمندان“ و ”همسايه ي خويش“ و ”همسايه ي بيگانه“ و ”همنشين“ و ”در راه مانده“ و ”خدمتكاران خود“ احسان كنيد.

يكي از راههايي كه خداوند به ما درباره كارهاي بد و خوب هشدار مي دهد، بيانِ ”ان الله يحب…“ يا ”ان الله لايحب…“ است. در قرآن بيشترين جمله ها از اين نوع، مربوط به جمله ي ”ان الله يحب المحسنين“ (5 بار) است؛ يعني خدا احسان كنندگان را دوست دارد. در كتاب خدا 3 بار نيز جمله ي ”ان الله لايحب الظالمين“ گفته شده است؛ يعني خدا ستمگران را دوست ندارد.

خداوند پيامبر خود (كه بي شك مقرب ترين فرد در درگاه اوست) را بخاطر آنكه روزي با بي توجهي كردن به يك پيره مرد، دل او را شكست سرزنش كرده و او را تهديد به بازخواست در قيامت مي كند (سوره عبس).

 

2-   فروتن 

  • وَعِبَادُ الرَّحْمَنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْنًا وَإِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَامًا ﴿فرقان – 63﴾

يعني: و بندگان خداى رحمان كسانى‏اند كه روى زمين به نرمى گام برمى‏دارند و چون نادانان ايشان را طرف خطاب قرار دهند به ملايمت پاسخ مى‏دهند.

  • …وَإِذَا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِرَامًا ﴿فرقان-72﴾

یعنی: و چون بر لغو بگذرند، با بزرگواری می گذرند.

در سوره ي لقمان، آن حكيم به فرزند خويش سفارش مي كند:

  • وَاقْصِدْ فِي مَشْيِكَ وَاغْضُضْ مِن صَوْتِكَ إِنَّ أَنكَرَ الْأَصْوَاتِ لَصَوْتُ الْحَمِيرِ ﴿لقمان-19﴾

يعني: و در راه رفتن ميانه رو باش و صدايت را آهسته ساز كه بدترين آوازها، بانگ خر است.

  • و وَلاَ تَمْشِ فِي الأَرْضِ مَرَحًا إِنَّكَ لَن تَخْرِقَ الأَرْضَ وَلَن تَبْلُغَ الْجِبَالَ طُولاً ﴿اِسراء-37﴾

یعنی: و در زمین خودپسندانه راه مرو، چون زمین را با راه رفتن خود نمی شکافی و بلندی قدت به کوه ها نمی رسد.

  • وَقُل لِّعِبَادِي يَقُولُواْ الَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِنَّ الشَّيْطَانَ يَنزَغُ بَيْنَهُمْ إِنَّ الشَّيْطَانَ كَانَ لِلإِنْسَانِ عَدُوًّا مُّبِينًا ﴿اِسراء-53﴾

 یعنی: به بندگان من بگو به بهترین وجه با یکدیگر صحبت کنند؛ چراکه شیطان میان شان را به هم می زند. همانا شیطان دشمن آشکار انسان است.

  • …وَلَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَّوَدَّةً لِّلَّذِينَ آمَنُواْ الَّذِينَ قَالُوَاْ إِنَّا نَصَارَى ذَلِكَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّيسِينَ وَرُهْبَانًا وَأَنَّهُمْ لاَ يَسْتَكْبِرُونَ ﴿مائده-82﴾

یعنی: قطعا كسانى را كه گفتند ما نصرانى هستيم نزديكترين مردم در دوستى با مؤمنان خواهى يافت زيرا برخى از آنان دانشمندان و رهبانانى‏اند كه تكبر نمى‏ورزند. 

میگم بیایم از امروز امتحان کنیم ببینیم هر روز چند بار «مهربانی» و «فروتنی» را در رفتارمان داریم و چند بار نسبت به کسی «نامهربانی» می کنیم یا با «درشتی و غرور» رفتار می کنیم.

ذهن تک سونگر

1

داشتم وبلاگ ها را جستجو می کردم که چشمم به یک «وب نوشت» بسیار کم نظیر در دنیای معاصر افتاد: محیطی برای کشف اشکال های موجود در ادیان دیگر! ای ول! شما هم احساس می کنید که وضع کشورمان و در یک نمای گسترده تر، وضع جهان بسیار بسامان است و ضروری است که دین و مذهب یکدیگر را نقد کنیم؛ نه؟

وبنوشت نخست: re/al/ch/ri/st/ia/n.blogfa.com  . به گیرنده های خود دست نزنید! خودم هر دو حرف درمیان، یک خط مورب گذاشتم که برای این وبلاگ کم نظیر در موتورهای جستجو امتیاز ایجاد نکرده باشم. خودتان خط های مورب را حذف کنید. وبلاگ «مسیحی واقعی» با لحنی تند کل دین مسیحیت (در قالب امروزی اش) را زیر سوال می برد. نویسنده با کنکاش در میان برگه های انجیل به دنبال اشکال یا موضوع غیرطبیعی می گردد تا نشان دهد مسیحیان برحق نیستند.

وبنوشت دوم: za/rt/os/ht/en/ik.blogfa.com  . با برداشتن خط های مورب به نشانی وبلاگ «زرتشت نیک» می رسید. همان نویسنده، اینجا آیین کهن ایران را زیر سوال می برد و اگر شما ادبیات ایشان در متن وبلاگ را با نام وبلاگ شان کنار هم قرار دهید، متوجه نوعی تمسخر نسبت به زرتشت هم می شوید.

می دانید یاد چه چیزی افتادم؟ یاد آن روی سکه! سایت هایی مثل «کافر»، «افشا»، و… که الان فیلتر هستند (فیلترشکن…!!). موضوع آن وبگاه ها زیرسوال بردن دین اسلام بود. در این مسیر، افشا و کافر از تمسخر پیامبر اسلام و امامان شیعه هم ابایی ندارند. 

حالا نظر من چیست؟ من فکر می کنم آدم هایی که به دنبال انتشار ابهام دینی و مچ گیری از دین های گوناگون هستند، انسان هایی «تک سو نگر» یا «تک بعدی» اند. اشتباه نکنید! «بعد تک» آنها دین خودشان نیست. بعد تک آنها این است که برای باورهایشان زندگی می کنند و نه برمبنای باورهایشان. شما وقتی برای چیزی زندگی کنید، حاضر نیستید حضور غیر از آن چیز را تحمل کنید. این آقایان (یا خانم ها!) حاضر نیستند بفهمند که دین از مقوله «باور قلبی» است و نه «فلسفه و منطق». شاید گاهی فلسفه و منطق بتواند پیچ دین را سفت تر کند، اما این تغییری در طبیعت ایمانی و قلبی دین ایجاد نمی کند.

«زندگی برای دین» (و نه در مسیر دین) این اشکال را هم ایجاد می کند که فرد به کل فراموش می کند خداوند انسان را با عمری بسیار کوتاه روی زمین قرار می دهد تا لابد یه کاری روی این زمین خراب شده انجام دهد و بعد به سفر آخرت رهسپار شود. اگرنه، می شد همه با هم در «آن دنیا» متولد شویم و همان جا بحث مذهبی راه بیاندازیم و هرکس اشتباه کرد با یک تاکسی دربست برود به دوزخ! این «ابهام انگیزان» راه حل پیشرفت و آبادانی ایران را هم در راستای همان «زندگی برای باورها» جستجو می کنند.  

نظر شما چیست؟