ارمغان ایران

کتاب فارسی پایه هشتم (دوره اول متوسطه) را داشتم ورق می‌زدم که به درس سوم رسیدم: ارمغان ایران.

عنوانِ درس به خودیِ خود گیرا بود، اما وقتی خواندنِ متن را آغاز کردم، آنچنان در شیوایی و زیبایی‌اش غرق شدم که تا آخر، واژه به واژه خواندم.

از شما دعوت می‌کنم این درس را بادقت بخوانید:

 

ارمغان ایران

فرزندم! هوشمند دلبندم! ایران، سرزمین ما، سرزمینی است بس کهن که دیری در درازنای تاریخ خویش، بزرگ‌ترین و آبادترین کشور جهان بوده است؛ لیک آنچه ایران ما را از دیگر کشورهای نیرومند جهان، جدا می‌دارد و برمی‌کشد، آن است که کشور ما همواره سرزمین سپندِ فرّ و فروغ و فرزانگی و فرهیختگی بوده است.

ایرانیان با دیگر مردمان، پیوسته به مردی و داد و دانایی رفتار می‌کرده‌اند؛ بیهوده نیست که سرزمین ما را «ایران» می‌نامند که به معنی سرزمین آزادگان است و آزادزادگان.

دشمنان تیره‌رای و خیره‌روی ما نیز به‌ناچار، این سرزمین را بدین نامِ سپند و ارجمند می‌نامند و ایرانیان را به پاس آزادگی‌شان، می‌ستایند. بدین‌سان برترین و گرامی‌ترین ارمغان ایران به دیگر سرزمین‌ها، اندیشه و خرد و فرهنگ بوده است.

گرامیَم! می‌دانی که برترین و استوارترین ستایش آن است که بر زبان و خامۀ دشمن، روان می‌شود؛ زیرا ستایشی است پیراسته از هر آلایش. دشمنی که جز زشتی و پلشتی و کاستی و ناراستی و ددی و بدی نمی‌تواند و نمی‌خواهد دید؛ هنگامی که ایران و ایرانی را می‌ستاید، ناچار گردیده است که در برابر بزرگی و والایی این دو، سر فرود آورد و زبان به ستایش بگشاید.

آری، میهن شکوهمند ما، این خاستگاه بخردان و دانایان و روشن‌رایان، این کانون روشنی و راستی، این کشور مردانِ گُرد، یلانِ پُردل، دلیران و شیران، پهلوانانی نامدار، سرزمینی است که ما بدان می‌نازیم و سر از همگنان بر‌می‌افرازیم.

فرزندم! من می‌دانم و بی‌گمانم که تو ایران را از بُن جان، دوست‌ می‌داری؛ زیرا تو از تبار ایرانیانِ نژاده و آزاده هستی؛ از آن پاکان که جانشان از مهر ایران، تابناک است و دلشان به نام و یاد ایران می‌تپد؛ از آن دانادلانِ خویشتن‌شناس که اکنونِ ایران را به گذشتۀ پرفروغ آن می‌پیوندند. تو از آن آزاداندیشانی هستی که پایدار و نستوه، استوار چون کوه، می‌کوشند که آن گروه از ایرانیان را که از خویش بیگانه شده‌اند، به خویشتن باز‌آورند و به خود بشناسانند.

ای فرزندم! مرا کمترین گمانی در آن نیست که تو ایران را دوست می‌داری؛ لیک دوست داشتن، بسنده نیست؛ ایران را می‌باید شناخت تا بتوان آن را بدان سان که شایسته است و سزاوار، به دیگران شناساند. این، باری است که بر دوش تو نهاده شده است؛ باری به گرانی دماوند که پشت را خُرد می‌کند و درهم می‌شکند، مگر پشت ستبر و استوار و نیرومندِ فرزند ایران که تویی!

هر‌آینه، می‌دانم که هرکس ایران را به‌درستی بشناسد، دل بدان خواهد باخت و جوشان و پرتوان، خواهد کوشید که در آبادی و آزادی، شکوفایی و توانایی، پیروزی و بهروزیِ آن از هیچ تلاش و تکاپویی، بازنمانَد و دریغ نوَرزد.

بدان و آگاه باش که آنچه من با تو می‌گویم، از سرِ آگاهی است و برآمده از باوری استوار بدانچه تو می‌دانی و می‌باید بکنی. تویی که بر فرّ و فروع ایران خواهی افزود و چشم جهانیان را به خیرگی خواهی کشاند و تیرگیِ ناخویشتن‌شناسی و ازخودبیگانگی را خواهی زدود.

هان و هان! خویشتن را خوار مدار! زیرا در این روزگار، چشم و چراغ ایرانی؛ و درجهان، گرامی‌ترینی؛ پس دل از هرگونه آلایش و گمان دربارۀ خویش پاک ساز و بِرَهان و بدین سخن، باور آور که فرزند ایران و بیشۀ فرهنگ و ادب و اندیشه را شیرِ شیران هستی.

بخوان و بجوی و بپوی و ایران و خود را بشناس و پروردگار پاک را سپاس بگزار؛ به پاس آنکه تو را فرزند ایران برگزید.

آری, تویی که آیندۀ میهن را درخشان خواهی ساخت.

خدای بزرگ، پشت و پناهِ تو و میهن؛ تن و جانت بی‌گزند و میهنت آبادان باد!

میر جلال‌الدین کزازی

 

این درس را دو بار باید خواند: بار نخست، بخوانیم و از روانی و شیوایی و آرایه‌های ادبی‌اش لذت ببریم؛ بار دوم، بخوانیم و به نکته‌هایی ظریف که در هر پاراگراف از آن نهفته است، فکر کنیم.

ارمغانِ ایران، ایران‌دوستی و افتخار ملی را به فرزندانِ ایران می‌آموزد. اما این تنها یک لایه از متن است.

در پاراگراف دوم، دانش‌آموز با معنای واژگانیِ «ایران» آشنا می‌شود.

در بندهای سوم و چهارم، گوشزد می‌شود که حتی رقیبان و دشمنان ایران هم این کشور و ملت را ستوده‌اند. (اشاره به آثار مورخان یونانی درباره ایران)

در پاراگراف ششم به نوجوانانِ ایران‌زمین یادآوری می‌شود که باید گذشته (تاریخ) را به آینده (پیشرفت) پیوند زد.

در پاراگراف هفتم به دانش‌آموزان یادآوری می‌شود که دوست داشتنِ ایران کافی نیست، بلکه باید ایران را شناخت و به دیگران شناساند.

و در پایان تاکید می‌شود که آیندۀ ایران از آنِ شماست و ارزش و جایگاه شماست که ارزش و جایگاهِ ایران را تعیین می‌کند.

با خواندنِ این متن، دو آرزو کردم:

1 – ای کاش در هر پایه تحصیلی از دورۀ متوسطه، یک درس از کتاب ادبیات فارسی را به نوشته‌های استاد کزازی اختصاص بدهند تا نوجوانانِ ایران، بیشتر با نگارشِ زیبای ایشان درگیر و آشنا شوند.

2 – ای کاش آموزش و پرورش به دانش‌آموزان امکان دهد که به آنچه در درس «ارمغان ایران» آموخته‌اند، عمل کنند.

دانش‌آموز ما کجا می‌تواند ایرانِ خود را بهتر بشناسد؟ نوجوان ایرانی، کجا باید با نوشته‌های مورخان یونانی درباره بزرگی و نیکویی ایرانیان آشنا شود و بداند که حتی دشمنانِ باانصافِ ایران نیز در طولِ تاریخ، لب به تحسین او گشوده‌اند.

آیا اهمیت و ارزشی که در آموزش متوسطه به «تاریخ ایران» داده‌ایم، نیاز نوجوانِ ایرانی را به خودباوری و خودشناسی برآورده می‌کند؟

و آیا می‌شود در قالبِ درس جغرافیا یا حتی مستقل از آن و مثلا زیر عنوان درسی با نام «ایران‌شناسی»، نوجوانان ایرانی را با زیبایی‌ها و ارزش‌های ملی و میهنی آشناتر کنیم؟

 

4 ديدگاه در “ارمغان ایران

  1. نمره نویسنده: ۲۰

    حالا چرا کتاب های پایه هشتم را میخوانید! یک سر به کتابهای فارسی ابتدایی هم بزنید و …

    گیل آمرد:
    فرصتی پیش بیاید، معمولا یا تاریخ می خوانم یا زبانشناسی یا ادبیات. پایه هشتم را اتفاقی خواندم.

  2. کلمه ی عربی به سختی میشه پیدا کرد، بسیار جای خوشحالی داره که نگارش کتاب های درسی تغییری بنیادین کرده، سپاس از کسانی که در این راه تلاش کردند
    من افتخارم اسلام ولیکن زبانم ایرانی

    گیل آمرد:
    این ویژگی ادبیات دکتر کزازی است که از واژگان عربی استفاده نمی کنند. سایر درس ها اینگونه نیست. برای همین نوشتم ای کاش در هر پایه تحصیلی، دستکم یک درس را به نوشته های استاد کزازی اختصاص بدهند تا دانش آموزان با دایره گسترده تری از واژگان فارسی آشنا شوند و استفاده از آنها را دور از ذهن ندانند.

  3. ((می‌دانم که هرکس ایران را به‌درستی بشناسد، دل بدان خواهد باخت.)) چه زیبا گفتند.

    و آیا می‌شود در قالبِ درس جغرافیا یا حتی مستقل از آن و مثلا زیر عنوان درسی با نام «ایران‌شناسی»، نوجوانان ایرانی را با زیبایی‌ها و ارزش‌های ملی و میهنی آشناتر کنیم؟

    پیشنهاد خیلی خوبی، کاش این اتفاق بیفته.

    ولی با کمی منفی بازی بیش از حد من، ایران امروز برعکس هر انچه که در متن گفته شده، است.ویژیگی که از ایران به سایر نقاط جهان با تبلیغات منفی دشمنان ایران، شناسانده شده خوی جنگ طلبی است نه مهربانی.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *