مرز باریک مخالفت و خیانت

یادآوری 1

تقریبا یک ماه پیش محمد بن سلمان، وزیر دفاع عربستان و معاون ولیعهد این کشور، ایران را تهدید کرد که اگر به سیاست‌هایش ادامه دهد، ریاض جنگ را به درون مرزهای ایران خواهد کشاند.

پیوند سخنان محمد بن سلطان

البته حسین دهقان، وزیر دفاع ایران هم بلافاصله پاسخ او را داد و گفت اگر این کار را کنید، به جز دو شهر مکه و مدینه، هیچ بخشی از عربستان سالم نخواهد ماند.

پیوند پاسخ حسین دهقان

یادآوری 2

دیروز (هفدهم خرداد 1396)، در حمله تروریستی به تهران، 13 نفر کشته و 52 نفر زخمی شدند. بلافاصله پس از حمله، گروه داعش نه تنها مسئولیت این کار را برعهده گرفت، بلکه به شیوۀ همیشگی‌اش، از صحنه‌های انفجار و تیراندازی، فیلم هم گرفت و روی تارنمای رسمی خود (اعماق) منتشر کرد. همه خبرگزاری‌های جهان از حملۀ داعش به تهران خبر دادند.

واکنش‌ 

اغلب مردم در شبکه‌های اجتماعی با قربانیانِ این حمله ابراز همدردی کردند. تقریبا هیچ گروهی در تلگرام نبود که موضوع اصلی‌اش داعش و چگونگیِ مبارزه با آن نباشد. اما آن وسط، مشتی کاربر عجیب و غریب هم در کانال‌های تلگرامی، نشستند نظریه دادند که چرا تعداد کشته‌ها اینقدر کم بود؟ چرا تروریست‌ها نتوانستند وارد حرم امام شوند و بیرون حرم کشته شدند؟ چرا یکی از زخمی‌شدگان، سنی بود؟ چرا تیراندازی در مجلس چند ساعت طول کشید؛ مگه نباید گلوله‌های اسلحۀ تروریست‌ها تمام می‌شد؟ پس حتما کار سپاه پاسداران بوده است. می‌خواستند جو امنیتی در کشور ایجاد کنند.

بفرمایید؛ این هم نظریه‌پردازی‌های ستون پنجم جناب محمد بن سلطان:

آنچه بیش از همه مرا آزرد، این بود که کانالی زیر عنوان «کمپین برای بازگشت شاهزاده» یکی از همین کانال‌های شایعه‌پراکن بود. هیچ‌کس هواداران جناب شاهزاده را به خاطر تحریم انتخابات، ملامت نکرد. حق سیاسی‌شان بود، دوست نداشتند مشارکت کنند. اما این بار، پای وطن در میان است. نمی‌توانم سکوت کنم.

آدم‌هایی را می‌شناسم که 39 سال است همه زندگی خود را در ایران از دست داده‌اند و به‌ناچار در غربت زندگی می‌کنند، اما حتی یک ثانیه حاضر نشده‌اند در زمین دشمنانِ ایران بازی کنند. بگذارید نام ببرم: اردشیر زاهدی، وزیر خارجۀ ایران در دورۀ شاه.

بروید گفتگوهای زاهدی را در این سال‌ها بخوانید. طوری از منافع ملی ایران دفاع می‌کند که انگار هنوز هم وزیر خارجه است. عرق شرم باید بر پیشانی کسانی بنشیند که برای اثبات حقانیتِ خود، با دشمنانِ ملت و کشورشان همسو می‌شوند.

مرز میان مخالفت سیاسی و خیانت به ایران، بسیار باریک است. مراقب باشیم مانند مجاهدین خلق با دشمنان ایران متحد نشویم و روسیاهی تا ابد بر چهره‌هایمان نماند.

 

5 ديدگاه در “مرز باریک مخالفت و خیانت

  1. امید عزیز قصد نداشتم ناراحتت کنم این مشکلی است که بعضی مثل من باهاش دست به گریبان هستند بعضی مواقع فکر می کنم نسل ما دو طرفه باخت نه محبتی از نسل 30 و 40 که نیاز داشتیم دیدیم و نه امیدی به اصلاح بچه های دهه 70 و 80 داریم گاهی فکر می کنم به چه امیدی در ایران ماندم بعضی چیزها که در جامعه حتی دانشگاه از نسل جوان ترم می بینم به شدت مرا آزرده می کند انگار از بدی کردن و آزار دادن هم لذت می بریم منظورم فقط قوم گرایی نیست این کمترین گناه ملت ماست که به جای خروجی شهید بابایی، شهید باکری ، شهید همت . خروجی اش فلان جوان گستاخ از تنکابن است که گیلک بودنش را در توهین به مازندرانی می داند و همسانش در میان مازندرانی ها که شاهنامه را چپکی می خواند تا جوان کاپشن مارک داری در میانه که شب تا صبحش صرف فحش ناموسی نسبت به هخامنشیان و بس. بعد می بینی صبح تا شب جان می کنی یک نفر با سفارش نامه ای با رزومه ضعیف تر جای تو می گذارند. چند سالی است که در این تردید ماندم که بروم یا برای هموطنهابم کاری کنم. اصلا چه کاری می توانم بکنیم ما سنگرداران بی سنگردر حالی که جریان مقابل هم اطاق فکر دارد هم پول عربستان و هم لابی های موساد. مسئولین عزیز مملکت هم ؟!! بیشتر میز صدرات را دوست دارند یا به قول ما گیلکها برای ملت بی شناق(بی معرفت) کار کردن چه سودی دارد؟ دعا کن بر تردیدم غلبه یابم ، زودتر دل بکنم و بروم و دلتنگی از ایران عزیز تر از جانم با دلخوری فعلی جایگزین شود . همه اینها را گفتم اما این خانه ایران چه آباد چه ویران چه دست ملتی مست و نامرد باز هم وطن همه ماست می توان با اشک و آه مدتی ترکش کرد لیکن این عشق هرگز خاموش نشود با هیچ توجیه و بهانه ای.

  2. دوستدار تالش و گیلک اگه میتونی برو من خودم زمانی دوست داشتم که نخبه ها داخل کشور بمونن و به کشور خدمت کنند اما با دیدن وضعیت چنتاشون که نه حمایت میشن نه میتونن با اوضاع موجود کار تحقیقاتی خودشونو انجام بدن ، ماندن کسایی که ی سر و گردن از دیگران بالاترن فقط و ققط تباه کردن خودشونه حداقل اینجا نمیتونن کاری کنن میرن ی کشور دیگه حمایت میشن میتونن به دنیا خدمت بهتری کنند مثل نخبه های شناخته شده ای که سراسر دنیا با این که در ایران نیستند اما حضورشون برای ایرانیان باعث افتخاره.

  3. راستی تعداد شهدا هفده تا بود

    گیل آمرد:
    اضافه شدند. یعنی بعضی از زخمی شدگان، در بیمارستان جان باختند.

  4. مثل همیشه فوق العاده و قابل تامل طولانی بود …..
    امیدوارم که اگاهی مردم نسبت به این مسایل به حد کمال خودش برسه …
    give_rose

    گیل آمرد:
    ممنون. smile

  5. سلام مطلب خیلی عالی بود دو روز است که بغض همراه با خشم دارم از بیگناهی که رفته بود پیش نماینده شهرش تا دختر دانشجویی که بی جهت تیر خورد و یا پسر جوان پاسداری از توابع تویسرکان که شهید شد. بغضی همراه با خشم بر یک آدم پست و خبیث مانند ترامپ که روی هرچی دلال اسلحه است و حتی آل کاپون هم سفید نموده. بغضی همراه با خشم بر فرزند پیشین ما بحرین که قرنها جزئی از ما بوده. بغضی همراه با خشم که حتی یک روز هم برای تحریم ما صبر نکردند.
    اما یک نکته دیگر هم هست هم تو می دانی هم بارها تو صفحات اجتماعی نوشتم من و شما و خیلی از بچه های دهه 50 و اوایل دهه 60 بچگی که نکردیم ، جوانی بر باد رفته امان که شکر خدا !! در شرف اتمام است از دست دادیم. باز هم خدا را شکر این همه زحمت کشیدیم کتاب نوشتیم ، کار تحقیقاتی و علمی نمودیم ولی چون دستمان به جایی بند نبود و چون مانند جناب مهندس مهرداد بذرپاش هوش!! سرشار مدیریتی نداشتیم ( ایشان یک سال از من کوچکترند) همیشه مورد کم لطفی عزیزان هم واقع شدیم. کم لطفی، بی مهری ، تبعیض آزار دهنده. و دیدن نسل دهه 70 و 80 که فقط مورد تشدید میگرن و درد معده می شود. چند سالی است قصد رفتن کردم اگر بتوانم با این دل لعنتی ام کنار بیام شاید در یک یا دو سال آینده دلتنگی جای دلخوری را بگیرد. می دانم گیلآمرد شما هم وضعیتت بهتر از من نیست. خیلی ها از دوستانم هم در این سالها رفتند. اما خیانت به وطن با کدام توجیه. بر سر ایرانی چه آمده است. ما واقعاً هموطنهای صائب تبریزی هستیم که از دست شاه عباس کبیر به هند فراری شد اما با وجود برخورداری از وضعیت خیلی مناسب در سوگ اصفهان می نوشت و می گریست. از عرش به فرش رسیدیم آدم بودن ما هم گم شده؟!!. چه بسیار مللی که وضعیتشان از ما خیلی هم بدتر است و نه یک چند ساعت که هرروز در آتش و خون هستند اما سرسختانه از ذات خدادادی اشان حراست می کنند. نمی دانم امثال حسن هاشمیان، کامران متین ( ایشان می گویند کرد هستند اما من استاد کزازی را کرد می دانم نه ایشان را!!) چه بهایی برای فروختن روح خود دریافت نمودند؟ اون چهارتا کارشناسی که در شبکه من و تو به کارشناس عراقی( که درود بر شرفش و ننگ بر سر هموطن خائن من) اصرار می کنند که نخیر ما عراق را وادار به جنگ کردیم چقدر بایستی ذلیل و بدبخت باشند.

    گیل آمرد:
    سلام.
    ممنون از ابراز لطفتون.
    من آرزو می کنم شرایط کشور به گونه ای رقم بخورد که نخبگان آرزوی ترک وطن نداشته باشند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *