دوراندیشی در برابر وضع موجود

دوراندیشی یعنی چاره‌اندیشی برای چالش‌هایی که در آینده با آن رو به رو خواهیم شد. دوراندیشی، خواه‌ ناخواه با نوآوری پیوند خورده است.

حفظ وضعِ موجود (status quo)، نقطۀ مقابلِ دوراندیشی است. هوادارانِ status quo، ترجیح می‌دهند به جای نوآوری که طبعا چالش‌هایی به دنبال دارد، شرایط موجود را آرام کنند.

ما در ایران، سال‌هاست که هوادار حفظ وضع موجود هستیم:

الف مثل باکتری زاد و ولد می‌کنیم… بعد با کمبود مدرسه و دانشگاه رو به رو می‌شویم.

ب برای حفظ وضع موجود، بدون محاسبه و دوراندیشی، بیش از اندازه مدرسه و دانشگاه دولتی، آزاد، پیام نور، علمی کاربردی و… می‌سازیم و هیات علمی جذب می‌کنیم… بعد به دلیل بحران‌های اقتصادی که پیش‌بینی نکرده بودیم، نرخ زاد و ولد کاهش می‌یابد و دانشگاه‌هایمان یکی یکی ورشکسته می‌شوند.

 

الف 92% از آب‌های شیرین در ایران در بخش کشاورزی مصرف می‌شود؛ درحالی‌که میانگین مصرفِ آب در کشاورزیِ جهان 70% و در کشورهای صنعتی 50% است. بعد به جای اصلاح کشاورزی، بی‌رویه سد می‌سازیم و مسیر آب رودخانه‌ها را برای کشاورزیِ غیرعلمی و پرمصرف تغییر می‌دهیم… سپس با بحران رودخانه‌های خشکیده و دریاچه‌های مُرده رو به رو می‌شویم.

ب کشاورزانِ سنتی ما که در مسیر رودخانه‌های خشکیده کار می‌کرده‌اند، برای تامین آب، چاه‌های غیرمجاز می‌زنند و با مشکل کاهش آب‌های زیرزمینی و فرونشستِ دشت‌های کشور رو به رو می‌شویم. بعد مردم را به صرفه‌جویی در مصرف آب دعوت می‌کنیم! چون این ساده‌ترین راه برای حفظ وضعیتِ موجود است.

 

الف به جای گشودن درهای کشور به روی سرمایه‌گذاران و ایجاد امکانِ رقابت میان شرکت‌های تولیدی برای ساخت کارخانه در ایران، شرکت‌های درجه چندم را وادار می‌کنیم بیایند مطابق با استانداردهای افتضاحِ ما (= حفظ وضع موجود)، با ما در تولید شریک شوند. اسم این کار را هم می‌گذاریم کمک به تولید ملی!

ب شرکت‌های بزرگ طبعا برای سرمایه‌گذاری نمی‌آیند. در فضای غیررقابتی، شرکت‌های در پیت، تا می‌توانند از ما باج می‌گیرند و سرمان را کلاه می‌گذارند…در نهایت پس از این همه خفت و خواری، ملت هم می‌روند جنس خارجی می‌خرند!

 

الف دستور می‌دهیم در هر زمین بایری با هر استانداردی، برای مردم خانه‌سازی کنند. اسم این کار را هم می‌گذاریم مسکن مهر. طبعا خانه‌سازی‌های انبوه، باعث رونق صنعت و البته تورم زیاد می‌شود. چون اقتصاد ایران سالم نیست، تورم بدون افزایشِ درآمدهای مردم بالا می‌رود و کمر ملت می‌شکند.

ب بعد متوجه می‌شویم خانه‌هایی که ساخته بودیم، نه تنها باعث تورم شده، بلکه اصلا مبتنی بر اصول معماری و شهرسازی نیست و آسیب‌های اسکان مردم در چنین مجموعه‌هایی بیشتر از منافعش است. پروژه را متوقف می‌کنیم و صنایعی که رونق پیدا کرده بود، راکد می‌شود.

باز هم مثال بزنم یا بس است؟

فکر می‌کنم یک جای کارمان اشکال جدی دارد. بسیاری هستند که آگاهانه ترجیح می‌دهند از دوراندیشی فاصله بگیرند تا مبادا برایشان دردسر ایجاد شود. به نظرم، تنها راه این است که معادله را برعکس کنیم. یعنی شرایطی به وجود آوریم که افراد احساس کنند اگر دوراندیشی نداشته باشند و بخواهند وضع موجود را حفظ کنند، به دردسر خواهند افتاد.

يک ديدگاه در “دوراندیشی در برابر وضع موجود

  1. عالی بود
    به نظرم بیشتر مثال بزنید…

    اما موضوعی که در نوشته‌های اخیرتان بیشتر توجهم را جلب کرد استفاده از اعراب در تایپ واژگان بود. آیا این شیوه صحیح است؟ اخیرا در بسیاری از سایت‌ها و شبکه‌های اجتماعی نیز این رویه باب شده بیشتر هم کسانی که تعهد بیشتری با درست‌نویسی و درست‌خوانی دارند چنین شیوه‌ای را در پیش گرفتند.
    در حالی که به یاد ندارم در دوران آموزش تحصیلی در ادبیات فارسی اعراب جایی داشتند. لطفا توضیح بدهید.

    گیل آمرد:
    ممنون.
    خب راستش در ماه‌های اخیر، دست‌کم سه تغییر بنیادین در شیوۀ نگارشم رخ داده است. نخست اینکه آن «ی»‌های نمادِ حمزه را دیگر نمی‌نویسم، دوم اینکه گهگاهی از اعراب استفاده می‌کنم و سوم اینکه برای واژگان مرکب، از «نیم‌فاصله» استفاده می‌کنم.
    دلیل استفاده از «ی» این بود که آموزش و پرورش در سال‌های اخیر از این آیین نگارش استفاده می‌کرد. دلیل حذفش هم این بود که دیدم در دنیای واقعی، هیچکس از آن استفاده نمی‌کند! نیم‌فاصله گمان می‌کنم انتخابی درست است و اغلب رسانه‌ها نیز رعایت می‌کنند. اما اعراب… غلط نیست چون نشانه‌ای است که همۀ ایرانیان با آن آشنا هستند و مفهومش را می‌دانند. اما کاربردش رایج نیست و من هم سعی می‌کنم تنها جاهایی از آن استفاده کنم که به روان‌خوانی، کمکِ فراوان می‌کند و در بیشتر موارد، هیچ اعرابی استفاده نمی‌کنم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *