قدرت و مسئولیت

پیشگفتار

ساختار شرکت‌های بزرگ، بدین‌ صورت است که سهام‌داران، نمایندگانی را از سوی خود برای عضویت در هیات‌مدیره انتخاب می‌کنند. دورۀ عضویت در هیات‌مدیره معمولا 4 سال است و عضویت در این هیات‌ می‌تواند با تایید سهام‌داران، برای یک دوره نیز تمدید شود.

اعضای هیات‌مدیره هم به نوبۀ خود، با رای‌گیری، دو شخصیت اصلی شرکت را برمی‌گزینند:

الف: رئیس هیات‌مدیره یا همان رئیس شرکت که مسئول ادارۀ جلسه‌های هیات‌مدیره است.

ب: مدیرعامل که عالی‌ترین مقام اجراییِ شرکت و مسئول اجرای تصمیم‌های گرفته‌شده در هیات مدیره است.

معاونان شرکت (معاون مالی، اداری، تولید، فروش، طرح و برنامه و…) و مدیران (مدیر داخلی، روابط عمومی، فنی، خدمات،…) همگی زیر نظر مدیرعامل کار می‌کنند و مدیرعامل درباره روند اجرای تصمیم‌های هیات مدیره، به این هیات گزارش می‌دهد.

البته شرکت‌ها بسته به نیاز خود، ممکن است تعریف‌های متفاوتی از معاونت و مدیریت داشته باشند؛ مثلا ممکن است شرکتی “معاون مالی-اداری” داشته باشد و مدیر مالی و مدیر اداری، زیر نظر این معاونت کار کند. در هر صورت، همۀ معاونان و مدیران، تحت مدیریتِ مدیرعامل خواهند بود.

بنابراین، شمای کلیِ شرکت‌های بزرگ، چیزی شبیه به این است:

مایکروسافت

امروز در خبرها دیدم که شرکت مایکروسافت پس از شکست‌هایی که در حوزه نرم‌افزار طی سال‌های اخیر تجربه کرد، با شکایت سهام‌داران مواجه شده است. در واکنش به این شکایت، اعضای هیات‌مدیره، دیروز تصویب کردند که عضویت در هیات‌مدیره مایکروسافت از این پس یک‌ساله خواهد بود و شورایی از نمایندگانِ سهام‌داران، در پایان هر سال، با بررسی میزان تاثیرگذاریِ آن عضو بر پیشرفت شرکت، عضویتِ او را یک سال دیگر تمدید خواهد کرد. (پیوند خبر)

یعنی از این پس، عضو هیات‌مدیره اگر هفته‌ای یکبار به صرف چای و شیرینی در جلسه‌های مدیریت شرکت کند و هیچ اثر مثبتی بر شرکت نگذارد، می‌تواند مطمئن باشد که در پایانِ سال باید با هیات‌مدیره خداحافظی کند.

به نظرم، این تصمیم، نشانۀ اهمیت توازن میان قدرت و مسئولیت‌پذیری در یک نظام سالم اقتصادی است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *