دیدار با یک چابکسری

چابکسر در شمال باختری است. نقطه‌چین، مرز گیلان و مازندران است

چند روز پیش، یکی از دوستان مشغول گفت‌وگوی تلفنی بود؛ من هم منتظر بودم تا مکالمه‌اش تمام شود. ناخواسته، جلبِ گویش محلیِ او شدم. بسیار به گویش طالقانی‌ها نزدیک بود، اما مثل مازندرانی‌ها روی دور تند حرف می‌زد!

کسانی که با گویشِ طالقانی آشنا هستند، می‌دانند که طالقان و الموت، به گویشی بین گیلانی و مازندرانی سخن می‌گویند. بعضی‌ها به اشتباه آن را “تاتی” می‌نامند. از نظر زبانشناسی، تاتی نام گویشی است که در ارتفاعات استان اردبیل و برخی بخش‌های جمهوری آذربایجان هنوز گویشور دارد و هیچ ارتباطی با گویش طالقانی و الموتی ندارد. اصولا گویش‌های طالقانی‌ و تاتی‌ آنقدر از نظر دستوری و واژگانی متفاوت است که گویشورانش سخن همدیگر را متوجه نمی‌شوند. خود گیلانی‌ها به گویش طالقانی و الموتی، می‌گویند گویش کوهستانی. من نام این گویش را گذاشته‌ام دیلمانی؛ چون در قلمروی اصلی دیلمیان رایج است.

به هر روی، وقتی تلفنِ دوستم تمام شد، به او گفتم: اصلیت شما، غرب مازندران است؟

شگفت‌زده نگاهی به من کرد و گفت: ما دقیقا روی مرز گیلان و مازندران هستیم.

با احساس غرور (به خاطر کشفی که کرده بودم)، پرسیدم دقیقا کجا؟

گفت: روستاهای اطراف چابکسر.

وقتی دانست که ما طالقانی‌-تبار هستیم، خیلی ذوق‌زده شد. گفت پدران ما با طالقانی‌ها روابطی بسیار نزدیک داشتند.

گفت بسیاری از خانه‌های قدیمیِ محلاتِ ما را طالقانی‌ها ساخته‌اند. (یعنی طالقانی‌ها در چابکسر کارگری می‌کردند؟!!)

من هم برای اینکه کم نیاورم، گفتم: بله. شنیده‌ بودم که در گذشته، طالقانی‌ها گردو و سیب و عسل و محصولات دیگر را به شهسوار و رامسر و شهرهای اطراف می‌بردند و چای و برنج می‌آوردند. بعضی طالقانی‌ها هم در شمال، معلم بودند.

برایش شرح دادم که طالقانی‌ها هم مثل گیلک‌ها و اهالی غرب مازندران، از فعل «شدن» به جای «رفتن» استفاده می‌کنند. اما اهالی شرق مازندران از فعل «بوردن» استفاده می‌کنند. مثلا «پدرم رفته سرِ زمین، ساعت 8 برمی‌گردد»، اینگونه بیان می‌شود:

بالاطالقانی: اَمَی بَبا (اَمَی پیَر) بَشیَه زمینی سر، ساعت 8 هاگرده.

Amay babaa (amay piar) bashia zamini sar…

میان‌طالقانی: پیَرُم بیشی زمینی سر، ساعت 8 ویمیگرده.

Piarom bishi zamini sar,…

شرق مازندران: پِر بورده زمینی سر،…  

Per burde zamini sar,…

دوستم که از من بزرگتر است، تعریف کرد در کودکی، وقتی هنوز رسانه‌ها سیل واژگان و عبارت‌های فارسی را وارد گویش‌های شمالی نکرده بودند، با پدرش به رشت رفته بود و درست به یاد دارد که سخن گفتِ رشتی‌ها را متوجه نمی‌شد؛ اما وقتی با یک طالقانی گفت‌وگو می‌کرد، کاملا حرف‌هایش را می‌فهمید. به قول خودش، گویشِ چابکسری‌ها به گویش کوهستانی نزدیک‌تر بود.

نظرتان درباره این نوشته (بالا) چیست؟
  • Very Good 
  • Good 
  • Average 
  • Bad 
  • Very Bad 

3 ديدگاه در “دیدار با یک چابکسری

  1. سلام دوست عزیز گیل آمرد
    من یک آمردی هستم.
    ماه ها در حال تحقیق هستم
    بسیار بسیار خوشحالم که با سایت شما آشنا شدم.
    هم اکنون در حال نوشتن کتابی هستم.
    خوشحال میشوم از کمک شما بهره مند شوم.
    {شماره تلفن محفوظ}

    گیل آمرد:
    سلام.
    در تلگرام برایتان پیام گذاشتم.
    در خدمتم.

  2. من هم منظورم دوست گرامی اتان بود چرا که از دیدگاه شما دوست عزیز آگاهم. به نظر من نصیحت شما از منی که رشته تخصصی اش مانند شما نیست اثر بیشتری دارد. خیلی تبلیغ می کنند . بایستی با زبان علم به خصوص علم شما جلویشان ایستاد.

  3. سلام مطلب بسیار زیبایی بود و نشان از پیوستگی اقوام ایرانی به خصوص در حوزه جبال البرز. فقط یک نکته البته ببخشیدا شما زبان شناسید اما من با سیم خاردار کشی دور زبانها مخالفم. بله با هزوارش و اینکه هر زبانی هم وا دهد هم مخالفم. اما زبانها بایستی با هم داد و ستد کنند. ترکی به فارسی، فارسی به ترکی و جاهایی هم که لازم باشد از انگلیسی به فارسی. در این داد و ستدها دیوان حافظ متولد می شود و بدون داد و ستد زبان سومری می شود و با همه سابقه فرهنگی اش می میرد. می دانید که امروزه عده ای قوم گرا که عموما توسط موساد میان اقوام کاشته شدند با زبان فارسی پدرکشتگی دارند. مثلا ما رشتی ها را بعضی در همین گیلان که ویروس پان به جانشان افتادند مسخره می کنند که کلی واژه فارسی گرفتید. اینکه همه زبانهای ایرانی بایستی حفظ شود دغدغه همه ماست و بایستی داد و ستد دوجانبه شود. مثلا من سر کلاس به بچه ها سر واژه شپشک برنج معادل گیلکی خرک هم می گویم و حتی قراره مقاله هم زیر نظر من بنویسند و واژه خرک وارد متن علمی کنیم. یا هر جا می روم می گویم ازگیل درست نیست کونوس بگویید. یا به جای نوستالژی واژه زیبای تاسیان که هم ایرانی است هم از خطه گیلانمان. بایستی به جای تبلیغ قوم گراها داد و ستد زبانها را تبلیغ کنیم.

    گیل آمرد:
    سلام.
    با نظر شما درباره تبادل واژگان موافقم.
    زبان انگلیسی که امروز پویاترین و واژه سازترین زبان دنیاست، ریشه ژرمانی دارد، اما از قرن یازدهم به بعد، به واسطه رویدادهای تاریخی، واژه های بسیاری را از زبان فرانسوی گرفت و این وام گیری، اتفاقا به ادبیات انگلیسی بشدت کمک کرد و زمینه ساز شکوفایی شاعرانی مانند جفری چاسر و شکسپیر در قرن های بعد شد.
    در زمینه ورود واژگان فارسی به زبان های شمالی، صرفا سخنان دوستم را نقل کردم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *