مشغله، درگیری، استرس

زندگی خسته کننده است.

استرس، فشار و بن‌بست را باید بزرگترین دستاوردهای مردم در حوزه‌های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی دانست.

یک ماه پیش، تارنمای گیل‌آمرد را برای یک‌سال دیگر تمدید کردم.

اینقدر درگیری ذهنی دارم که فرصت نمی‌کنم چیزی بنویسم و گاه از خودم می‌پرسم: واقعا برای چه پول خرج وبلاگی می‌کنی که دل و دماغ نداری برایش وقت بگذاری؟!

دلم برای ایران می‌تپد. مشغله‌های فردی به کنار! اگر گیل‌آمرد را سرپا نگاه داشته‌ام، بیشتر امیدم به این است که شاید بتوانم از این کانال، قدمی برای کشورم بردارم.

همین.

نظرتان درباره این نوشته (بالا) چیست؟
  • Very Good 
  • Good 
  • Average 
  • Bad 
  • Very Bad 

5 ديدگاه در “مشغله، درگیری، استرس

  1. درود
    خسته نباشید.
    این درد شما همه گیر هست.
    ما هم مشابه شما… فقط دومین ها را تمدید میکنیم و دیگر هیچ…
    این از عوارض کلان شهر نشینی و مسئولیت و تعهد به زندگی مشترک و مشغله های بیهوده هست…

    من همیشه فکر میکنم که چرا وقتی کوچک بودم زمان به سختی میگذشت و طول یک سال ۳۶۵ روزه اینقدر طولانی و کشدار بود در حالی که اکنون زمان به سرعت برق و باد میگذرد. به این نتیجه رسیدم که از نظر طبیعی بین سن انسان و احساس گذر عمر یک تناسب عکس برقرار هست و هرچه سن مان بیشتر میشود، احساس گذر سرعت زمان بسیار تسریع میشود.
    این هم نظریه ای هست… یادتان باشد که اگر قبلا کسی این را کشف نکرده بود به نام ثبت شود laugh

    گیل آمرد:
    درود.
    مشکلات مشترک، کشف های مشترک به بار می آورد.
    من هم قبلا به این پدیدۀ سرعت گرفتن زمان، پی برده بودم!!

  2. گیلامرد جان، ما همیشه از مطالبی که گذاشتید بهره بردیم، لطفا سایت گیلامرد را هیچ وقت تعطیل نفرمایید…

    گیل آمرد:
    سلام.
    ارادتمندیم. ممنون.

  3. سلام دوست عزیز البته این دردی است که همه ما داریم. بایستی از وقت استراحت و خانواده بزنیم و برای عشقی که به وطن داریم انواع تهمتها و مزخرفات را به جان بخریم. متاسفم که اقلیتی از مردم هم انگار برابر حوادث سوریه و عراق باز هم بیدار نشدند باز هم اشتباه و باز هم اشتباه. باز هم دلشکنی همدیگر و باز هم اینکه من فقط گرفتارم و بقیه در بهشت زمینی!!! و انواع و اقسام توهماتی که از شبکه های اجتماعی تا حتی دامن آن بنده خدایی که عالم و آدم می گویند مودب باش از خانواده شهید باکری تا دیگران بهش اعتراض کردند و…. هر روز گیلآمرد عزیز سوژه ای برای حرص خوردن هست تا بخشنامه های عجیب و غریب در مورد زبانها و لهجه ها که تو گویی آدم را به خنده تلخ تر ار گریه می اندازه تا نابودی شتابان درختها توسط شهروندان محترم!!! هر چقدر هم می گوییم خیلی خب خیلی چیزها از دست ما خارج هست حداقل خودمان آدم باشیم نه می فهمند نه می خواهند بفهمند. چندی پیش مغازه ای در رشت سمت جاده انزلی رد می شدم، دیدم نمک دریاچه ارومیه را می فروشه. می گویم رفیق، هم تبار . ترا قربان نه من و تو این دریاچه را خشک کردیم نه این نمک را بار زدیم اما دستکم تو می توانی از آوردنش به مغازه ات خودداری کنی و من هم نخرم تا به قول مدرس خودمان به دست خودمان گور مملکتمان را نکنیم. به من حق به جانب میگه مثل اینکه نمی دانی کجا زندگی می کنی!! الله اکبر از این استدلال!. باز گلی به جمالش که هم تبارمان مودبند جای دیگر احتمالا کار به درگیری می کشید. بدبختی اصلی ما گیلامرد عزیز همینه صبح تا شب از این مسئول از آن مسئول ایراد می گیریم اما به وقت عمل خودمان از همه بدتریم. بعد هم خارجی ها بگویند شماها وطن پرستید هلهله که وطن پرستم!! به خدا اون هم نیستیم در کجای گیتی بعضی افراد برای دق و دلی اشان یا اسم در کردن به مفاخر بی تربیتی می کنند. خلاصه سخته. می فهمت. اما حتما طوفان را از عارف گوش کردی من عاشق ابن قسمتشم که میگه “ما عاشق می مانیم ما عاشق می میریم جرم ما این تقدیره”. اختلاف ما سر میرزا جاری است و سر اینکه آن پست شایسته شما نیست کماکان روی عقیده ام هستم میرزا وطن پرستی بود که متاسفانه خوب شناخته نشد. اما منهای آن مطلب و بعضی نکات دیگر خیلی از مطالب سایت شما یک چراغی است که باید تا می توانی روشنش نگاه داری که حداقل به نسل بعد بگوییم ما سعی امان کردیم و به عشق ایران تا پای جان بودیم پس ادامه بده برار.

    گیل آمرد:
    ممنون. همیشه باعث دلگرمی بوده اید.
    از پایداری تان در دفاع از میرزاکوچک خان هم اتفاقا خوشم می آید؛ چون نشان می دهد بر دیدگاهی که دارید استوار هستید و این از نشانه های افراد قابل اعتماد است.

  4. امیدوارم دیگه به عدم فعالیت سایت فکر نکنید dash

    گیل آمرد:
    ممنون.
    حضور همیشگی و تبادل نظر با شما اتفاقا از عواملی است که به من برای نوشتن انگیزه می دهد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *