حکایت مارادونا و غضنفر

فرار از دین، یکی از دردهای جامعۀ امروز ایران است. بعید است کسی در این جامعه و با مردم زندگی کند و به این حقیقتِ تلخ پی نبرد که جمع قابل توجهی از نسل جوان ایران، با اصل دین (هر دینی که می‌خواهد باشد) مشکل دارند.

سالهاست بنده و افرادی مانند ما، کوشیده‌ایم برداشتی صحیح، امروزی و رحمانی از اسلام ارائه کنیم. در این یکی دو سال اخیر که شبکه‌های اجتماعی هم محبوب شده‌اند، یکی از دل‌مشغولی‌هایمان این شده است که به جوانانی که هر چرندیاتی را علیه دین و با نام روشنفکری منتشر می‌کنند، پاسخ دهیم.

این وسط، یکباره با خبرهایی مانند این، میخکوب می‌شویم:

عضو فقهای شورای نگهبان اعلام کرد که اعضای فقهای این شورا بر اشکال شرعی فعالیت منتخب زرتشتی شورای شهر یزد به‌اتفاق آرا رأی دادند.

این یعنی به جوانانی که بین مسلمان ماندن و نامسلمان شدن سردرگم هستند، می‌گوییم: شما اشتباه کردید رای دادید و اسلام رای شما را وتو می‌کند.

اینجاست که باید گفت: « بچه‌ها مارادونا رو ول کنید، غضنفر را بگیرید»

نظرتان درباره این نوشته (بالا) چیست؟
  • Very Good 
  • Good 
  • Average 
  • Bad 
  • Very Bad 

يک ديدگاه در “حکایت مارادونا و غضنفر

  1. مهم اینه که با هم این کج رفتاری، باز گذاشتن دست قوم گراها و بی بصیرتی باز هم یک ملت هستیم. جای آقای سپنتا در قلب مردم یزد و مردم ایرانه. اینها می گذره ان شاءالله. اما خبری شنیدم که هم ناراحت شدم هم دیدم با وجود ترامپ تا مزدورک باکو و میت و یا مسئول بی بصیرت باز چه می کنه این خون سیاووش و بابک و کمان آرش. تقدیر طبیعت دیار فرهادها را در نوردید و لاله ها چید و باز هم یاد زیر ساختهای مزخرف امان افتادیم اما خروش مردم در صفهای اهدای خون، ارسال داوطلبانه کمکهای نقدی و انواع اقلام و پیش قدم شدن علی دایی ها .پس هنوز رسم پوریای ولی و تختی نمرده. هنوز غرور امامعلی حبیبی و لبخند نامجو هست. شیر مادر حلالت علی دایی که نشان دادی فرزندان واقعی شاه اسماعیل صفووی، ستارخان و باقرخان هنوز هم هستند. دوست من گیلامرد از طریق یکی از دوستانم اطلاع یافتم که این جهان پهلوان داره پول جمع می کنه. شوربختانه تلگرام ندارم لذا در حد توانم پولی برای دوستم ریختم که بریزه برای علی دایی عزیز و یکی دیگر از دوستان. از شما هم خواهش می کنم باقی دوستان را خبر کنیم. کرمانشاه، پلاسکو، معدن آق دره ، بوشهر،اهر و ورزقان ، سیستان ، رودبار و منجیل اینها همه برادران و خواهران ما هستند. ما الان بلاخره سقفی بالای سر داریم. در شبهای رو به سردی هموطنهای ما چادر ندارند. کاری به دستگاه عریض و طویل و چیپس جلساتی که این موقع ها هرگز به درد نمی خورند و همیشه غافلگیر می شوند!!ندارم . خودمان به داد هموطنهایمان برسیم. استدعای همراهی هر کسی که این عریضه را می خوانه دارم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *